۸ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

16 آذر

به جرات میتونم بگم دانشجویی شیرین ترین دوران زندگی ام بوده. دورانی که غذای سلفش یک داستان، مسئولین بی بخارش سر دیگر آن، کلاس هایش یک طرف دیگر و مهم تر از همه اساتیدش طرف دیگر قضیه بودند.

از شیوه های کذا و کذای نمره گرفتن از استاد تا کنسل کردن کوییزهای بیخود و با خود، از غذای سلف که می رفت تا انقراض دانشجویان را سبب شود و صد البته از قیمت مناسبش!!!!! از کلاسی که سقف اش ترک و دیوارش نم داشت و اصلا انگار در خود سومالی در حال تحصیل بودیم... و از مسئولینش که یا نبودن در اتاق شان... یا همش جلسه بودن... یا با دانشجو کاری نداشتن، آخر آنها مسئول دانشگاه بودند نه مسئول دانشجویان!!

بگذریم... همه تلخ و شیرین دانشجویی ، بوم رنگی از زندگی بود که حقیقتا رنگ زیبایی داشت. این وسط 16 آذر بهانه خوبی شد تا در این اوضاع و احوال کمی به دانشجوها بها دهند...

از اینکه رییس جمهور به سیستان سفر کردن که حواشی هم کم نداشت... از آن طرف بعضی برنامه های بی خود دانشگاه ها برای بزرگداشت روز دانشجو که بیشتر سبب کوچک داشت دانشجو بود تا تقدیر دانشجویان...

و این آخری دیگه خیلی عجیب بود. شاید هم عجیب نبود و من فک میکنم عجیبه. قضاوت با شما.

⭕️پاسخ های جالب عابران خیابان 16 آذر به یک خبرنگار


سال 88 یک خبرنگار سوژه جالبی را انتخاب کرد. او در میان عابران خیابان 16 آذر می پرسید علت نامگذاری این خیابان چیست؟ برخی از پاسخ ها را می خوانید:

  • یه پلاک
  • دوشنبه ۲۷ آذر ۹۶

تقسیم گروهان

ما رو به 4 گروه تقسیم کردن تا گروهان ها رو تشکیل بدن. از اونجایی که من با دوستام اومده بودم خیلی دوس داشتم تا با هم در یک گروهان بیفتیم. پس با هم رفتیم در یک صف و از اونجا ما رو به سمت آسایشگاه سربازا بردند. هر گروهان 2 آسایشگاه داشت که بر اساس جمعیتی که میفرستادن تو آسایشگاه نفرات گروهان ها رو تعیین میکردن. خلاصه دوستان ما در صف چهارم و پنجم قرار گرفتن و من که مطمئن بودم با حساب و کتاب خودم حتما در گروهان اونها می افتم در همون صف ششم موندم. خلاصه نوبت رسید به صف پنجم. اولین رفیق ما رفت توی آسایشگاه دومی که مربوط به گروهان شهادت بود. بعدش اعلام کردن که آسایشگاه پر شده. نوبت رسید به صف پنجم و بقیه رفقای ما هم رفتن تو آسایشگاه اولی گروهان شهادت. داشت نوبت به منم می رسید که ناگهان تیر غیب زده شد.

یکی از این فرمانده ها اومد از صف ما 7 نفری رو با خودش برد که منم جزء شون بودم. می بینید بدشانسی رو :(

خلاصه سرتون رو درد نیارم؛ ما رو بردن و یه صف جدا تشکیل دادن تا کم و کسری سایر گروهان رو کامل کنن. من نفر پنجم بودم. 4 تای اول رو فرستادن گروهان ایثار. نفر آخر صف در رفت و خودش رو رسوند به گروهان شهادت... من و یه بنده خدا دیگه رو هم دادن به یه گروهان دیگه :| 

حالا افتادیم تو گروهان جهاد و القصه دوباره تقسیم شدن...

  • یه پلاک
  • جمعه ۲۴ آذر ۹۶

تلکه

(1) در کتاب بحارالانوار از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است که فرمود:
«خدا لعنت کند رشوه گیر و رشوه پرداز و کسی را که دلال میان آنها است؛ از رشوه گرفتن دوری کنید که این کار بمنزله کفر محض است و شخص رشوه خوار از رحمت خدا بدور می باشد».
 عن علی (علیه السلام): قال رسول الله (ص): «اخذ الامیر الهدیة سحت و قبول القاضی الرشوة کفر» 
 هدیه گرفتن زمامدار و رئیس از دیگران حرام است و رشوه گیری حاکم شرع و قاضی، کفر است.» 

(2) هنگامى که امیر مومنان علی علیه السلام از خیانت ابن هَرمَه(مأمور بازار اهواز) اطلاع پیدا کرد، به رفاعه(حاکم اهواز) نوشت: وقتى که نامه ام به دستت رسید، فورا ابن هرمه را از مسئولیت بازار عزل کن ، به خاطر حقوق مردم ، او را زندانى کن و همه را از این کار با خبر نما تا اگر شکایتى دارند، بگویند. این حکم را به همه کارمندان زیر دستت ، گزارش کن تا نظر مرا بدانند. در این کار، نسبت به ابن هرمه نباید غفلت و کوتاه شود و الاّ نزد خدا هلاک خواهى شد و من هم به بدترین وجه تو را از کار برکنار مى کنم ، و تو را به خدا پناه مى دهم از این که در این کار، کوتاهى کنى .

اى رفاعه ! روزهاى جمعه ، او را از زندان خارج کن و سى و پنج تازیانه بر او بزن و او را در بازار بگردان ، پس اگر کسى از او شکایتى با شاهد آورد، او و شاهدش را قسم بده ، آن وقت ، حق او را از مال ابن هرمه بپرداز، سپس دست بسته و با خوارى او را به زندان برگردان و برپایش زنجیر بزن ، فقط هنگام نماز زنجیر را از پایش در آور و اگر براى او خوردنى و نوشیدنى و یا پوشیدنى آوردند، مانع نشو و به کسى هم اجازه نده که بر او داخل شود و راه مخاصمه و طریق نجات را به او بیاموزد و اگر به تو گزارش رسید که کسى در زندان چیزى به او یاد داده که مسلمانى از آن ضرر مى بیند آن کس را مى زنى و زندانى مى کنى تا توبه کند و از عمل خود پشیمان شود.

اى رفاعه ! همه زندانیان را براى تفریح به حیاط زندان بیاور غیر از ابن هرمه را، مگر آن که براى جانش ، بیمناک باشى که در این صورت او را با زندانیان دیگر به صحن زندان مى آورى ، اگر قدرت بدنى دارد هر سى روز، سى و پنج شلاّق بر بدنش مى زنى و قضیه را براى من بنویس و نام جانشین او را هم گزارش کن و حقوقش را قطع کن.


(3) گزارش سازمان شفافیت بین المللی در زمینه فساد مالی کشورها در سال ۲۰۱۶ میلادی نشان می دهد که ایران در این جدول در رتبه ۱۳۱ قرار دارد. افغانستان نیز در میان ۱۰ کشور آخر این جدول و رتبه ۱۶۹ را دارد.

(4) در ایران و بر اساس ماده ۲۸۶ مقرر داشته اگر فساد اقتصادی به دلیل وسعت اخلال و شبکه‌سازی، در حکم افساد فی‌ الارض باشد، مفسد به اعدام محکوم می‌شود. 

(5)  کمیته ضدارتشای مالزی به گفته کمیته‌ای «مستقل، حرفه‌ای و شفاف» در زمینه مبارزه با انواع جرائم مرتبط با رشوه است که در سال ۲۰۰۹ میلادی بر اساس قانون جدیدِ ضدارتشا تشکیل شده است. حداکثر ۲۰ سال زندان و پرداخت غرامتی معادل ۵ برابرِ میزان رشوه مجازاتی است که این قانون برای متخلفان در نظر گرفته است.تا سال ۲۰۰۶ میلادی، ۱۲ بانکدار در ویتنام اعدام شدند. 

توصیه میکنم مستند تلکه را حتما تماشا کنید. هرچند این مستند به تمام ابعاد فساد و رشوه نپرداخته و گزینشی عمل کرده، اما همینکه جرات کرده به همچنین موضوع مهمی بپردازد جای شکر دارد.

اینکه چرا امروز کار ادارات دولتی به جایی رسیده که برخی بی پرده درخواست رشوه (شیرینی)می کنندخود سوال مهمی است؟؟

اینکه قوه قضائیه تاکنون چه کرده و اساسا ایا ساز و کار مناسبی برای مبارزه با فساد دارد سوال مهم دیگری است؟ هرچند آماری که در قسمت (3) ارائه شده خود گویای میزان موفقیت!!! این قوه است.

مبارزه با فساد در کشورهای دیگر هم وجود دارد، اما باید پرسید چگونه ما مبارزه میکنیم که آمار فساد بالاست و چگونه آنها عمل میکنند که فسادشان از ما کمتر است؟

رفتار مولا علی الگوی مناسبی است. بند (2) به خوبی گویای رفتار ایشان با تخلفات اداری است. رفتاری که مسامحه نمیپذیرد و برخلاف برخی که امروز مبارزه با فساد را آبروریزی برای کشور میدانند و سعی در سرپوش گذاشتن و پرورش دزد دارند، دست خلافکار را هرکه باشد قطع میکند خواه حتی حسن و حسینش باشند.

آن دوحدیث بیشتر از اینکه نقل سخن باشد، نقل هشدار و اخطار است. اخطار به کارگزاران و قضات محترم که در تنظیم رفتار با مردم مراقب باشند. انسان به لحظه ای کافر شده و به دین محمد (ص) از دنیا نمی رود خواه در این دنیا هزاران عنوان رنگی به اسم خود چسبانده باشد و عده ای برایش دولا و راست شوند.

+ پیشنهاد میکنم مستند را ببینید و اگر خودتان هم نمونه هایی دارید برام بنویسید.

  • یه پلاک
  • چهارشنبه ۲۲ آذر ۹۶

صبح اولین روز آموزشی


حالا دیگه صبح شده بود، اما چه صبحی! ساعت 4 و نیم صبح بیدارمان کردند. فکر کن یه لحظه. ما که شب قبلش ساعت 2 خوابیدیم حالا باید 4 و نیم صبح میرفتیم برای صبحانه :|
از آن طرف در پادگان آثار حیات خیلی پیدا نبود و همه چیز یخ زده بود. البته هنوز هوا تاریک بود و ما دقیقا نمی دانستیم در کجای تاریخ قرار گرفته ایم. صبحانه را خوردیم با هزار مکافات، از بی تجربگی های اول کار مثل تعیین جا و هزار داستان دیگر. خلاصه بعدش نوبت نماز صبح رسید که آن هم داستانی داشت که تو نماز صبح های دیگه تعریف میکنم. نماز رو که خوندیم کم کم بیرون مان کردن تا گروهان ها را تشکیل بدن. ما اینجا شنیده بودیم که یکی از این فرمانده گروهان ها پدر سربازا رو درمیاره. یعنی خدا خدا میکردیم تو اون سوز و سرما این فرمانده به پست ما نخوره! خدا رو شکر نخورد. 
من که با دوستام آمده بودیم مشکین شهر خدمت؛ رفتم تا توی یک گروهان بیافتیم اما دست تقدیر اتفاق دیگه ای رقم زد واسم که دفعه بعدی براتون میگم.

+ هر جمعه منتظر خاطرات خدمت ام باشید:) 
× نظری هم اگه دارید خوشحال میشم بگید.
  • یه پلاک
  • جمعه ۱۷ آذر ۹۶

صدایی که هم اکنون میشنوید، صدای وحدت است

هفته ای که در آن قرار گرفته ایم هفته ایست موسوم به هفته وحدت. دلم نیامد چندخطی را سیاهه نکنم برای این هفته مهم و حیاتی.

هفته ای که بعضی نامردان و سیاه رویان آن را براعت نام گذاشتند و تلاش کردند تا شیعه و سنی را به جان هم بیاندازند. آنهایی که کاملا روشن است نان شان را از کجا می خورند و از تریبون چه کسانی حرف می زنند.

* اول آنکه وهابیت را با اهل تسنن یکی ندانیم که زمین تا آسمان باهم فرق دارند، وهابی های سگ صفت عربستانی کجا و سنی های آرام و بی ادعا کجا. (خدا ریشه وهابیت رو بکنه ان شاء الله)

* دوم آنکه چه در شیعیان و چه در تسنن افراطی هایی هستند که به یکدیگر توهین و ناسزا میگویند که کاملا کار غلطی است. آنها یا از سر جهالت این کار را میکنند یا به پشتوانه خارجی و با برنامه ریزی. این دو گروه رو نباید ملاک رابطه شیعه و سنی قرار داد که شیعه انگلیسی و سنی لندن نشین همه جا هست و پول میگیرند تا چرندیات ببافند.

* سوم اینکه ایران اسلامی دارای مذهب رسمی شیعه است و در ضمن در خود ادیان و مذاهب دیگر رو هم جای داده. پس باید با دوستی مسائل رو حل کرد. اختلاف عقیده هست قطعا و کسی منکر نیست اما نکته اینجاست که باید با عقیده باطل جنگید نه با افراد. اینکه شیعه و سنی به جان هم بیافتند درست نیست، در عوض مناظره کنند و عقاید خود را عرضه کنند تا هرکس آزادانه تصمیم بگیرد. اما در نهایت برادری پابرجا بماند. شهید مطهری تعبیر زیبایی دارند که وحدت یعنی در عین داشتن اختلاف عقیده، علیه دشمن خارجی متحد باشیم چرا که همه مسلمانیم.

چهارم* استان های سنی نشین را دریابید!! کردستان، سیستان و استانهای دیگر...

مطالبی که این حقیر از استانهای سنی نشین میخوانم اصلا خوب نیستند. ظاهرا مسئولین مردم را رها کرده اند. این البته یک حرف ساده نیست! اینکه اگر فردا در همین استان ها مردم به طلب حق خود دست به تظاهرات بزنند یا کاری کنند که اعتراض شان را نشان دهند دور از انتظار نیست؛ اما احتمالا این طرف مسئولین این اعتراضها و مشکلات را سیاسی میکنند و حتما میگویند آنها داعیه این را دارند که ریشه شیعیان را بکنند که این طور نیست البته.

وعده های توخالی ندهید به این مردم زحمت کش که آنها نیز هموطن ما هستند، اینطور آنها را از همه چیز نا امید نکنید. خدا گواه است که علی بن ابی طالب برای کشیدن خلخال از پای زن یهودی هشدار میدهد و نگران است، حال آنکه قبله مان یکی؛ خدا و پیامبرمان و کتاب مان یکیست، پس چرا فریاد مسلمان را درنمی یابید که روز قیامت قطعا جواب گو خواهید بود.

  • یه پلاک
  • پنجشنبه ۱۶ آذر ۹۶


🌟حکایت عجیبیست
رفتار ما آدم ها را خدا می بیند و فاش نمی کند.
مردم نمی بینند و فریاد می زنند.

🔊 می خواهم اینجا از
👀 دیده ها و
👂شنیده ها و
📚خوانده هایم
بنویسم.