۹ مطلب با موضوع «تحلیل های خودمونی» ثبت شده است

انحراف

لیبرالها در دو‌ دهه گذشته بخش عمده فضای فکری و ذهنی طبقه متوسط را مصروف مسائل فرهنگی کردند. آنها موفق شدند مسائل فرهنگی را به مساله مرگ و زندگی طبقه متوسط جدید ایران تبدیل کنند. آنها از مسائل فرهنگی افساری ساختند و پایگاه سیاسی شان را از طریق آن به اسارت و کنترل خود در آوردند.

 به همین علت، این جمله حسن روحانی که رییسی اگر بیاید پیاده روها را زنانه مردانه میکند برای تغییر سرنوشت انتخابات و‌تسریع بسیج اجتماعی پایگاه رای لیبرالها کافی بود. لیبرالها تمرکز سیاسی ایران انقلاب کرده و جنگ کرده را از سال هفتاد از روی مساله عدالت و فساد و اقتصاد به مساله دوچرخه سواری زنان و ورزشگاه رفتن شان و کنسرت تقلیل دادند. اما این یک روی سکه است. 

آنها همدستانی قدرتمند داشتند. آنها هیچ وقت بدون متحجران و مرتجعین فرهنگی موفق نمیشدند ایران امام خمینی و شهیدان جنگ را به این شکل، ناعادلانه و ‌نابرابر و طبقاتی کنند و فاصله کاخ نشین و کوخ نشین را اینقدر زیاد کنند. آنها کمک گروه هایی را داشتند که هرگز و هرگز در مقابل فساد و رانتخواری و ایجاد «ده-هزار فامیل اسلامی» و بازتولید طاغوت و اقازاده‌ها چیزی نگفتند ولی مقابل فلان فیلم مساله دار و فلان جوان با پوشش نامتناسب با سلیقه اقایان یا حجاب زنان یا ورزشگاه رفتن شان و کنسرت ها بلافاصله کفن پوش شدند و اماده جهاد. 

این متحجران همدستان لیبرالها بوده و هستند و خواهند بود. آنها با لیبرالها پاسکاری میکنند و حواسهای مردم را از مسایل اصلی پرت میکنند. من دقیقا به همان دلیل که معتقدم کنسرت شکم ها را سیر نمیکند و فوتبال جام جهانی شکم ها را سیر نمیکند و شادی چند لحظه‌ای جوانان شکم مردم را سیر نمیکند، و مدافعان و مبارزان این مطالبات یا افسران جنگ نرم جناحی لیبرالها هستند یا ساده لوحان طبقه متوسط، به همان دلیل یقین دارم که مبارزان بهم زدن کنسرت و لغو مجوز و کفن پوشان هم یا افسران و سربازان جنگ نرم جناحی بوده و هستند یا فریب خوردگان ظاهربین. 

  • یه پلاک
  • سه شنبه ۱ آبان ۹۷

نسل بی الگو

تمدن ایرانی اسلامی ما پر از الگوست


لبریز از قهرمان است

سرشار از آدم های بزرگ در عرصه علم و کیاست و رزم و شجاعت و عشق و لطافت و هنر و ظرافت است.

وبا این همه نتوانسته ایم که این معادن طلا و نقره و این شمش های گرانقیمت را به انگشتر و گوشواره و النگو و دستبند و.... تبدیل کنیم و پشت ویترین ارائه های دلپذیر قرار دهیم و از آنها به قدر نیاز نسل جدید ، فیلم و انیمیشن بسازیم .
آنوقت مدل های جعلی و پر ضرر و البته جذاب از طریق فیلم و انیمیشن و کارتون و عروسک و بازی و.... آمده اند و تا ته ذهن و باور بچه‌ هایمان جاخوش کرده اند 
این درد صدالبته درمان دارد

اول باید حس خودباوری را تقویت کنیم
بعدا باید اندیشمندان غمگساری کنند و فضای فرهیختگی را همراه کنند
بعدش هنرمندان دست به کار تولید آثار هنری بشوند
آنگاه بازار و چرخه عرضه و فروش باید دسترسی ها را آسان کند
سپس همه با صبوری و امید و توکل منتظر جوانه زدن این بذرها شویم

ودر نهایت باغ باور های نسل جدیدمان ، آباد خواهد شد والا همین خزان خودباختگی و غریبگی با خویش و البته کم کم حتی عناد با فرهنگمان در راه خواهد بود.

از بچه ها پرسیده میشود که قهرمان تو کیست؟ و بچه طبعا جواب میدهد که مرد عنکبوتی و هزار شخصیت خارجی. از رستم و سهراب و آرش و تختی و دیگر قهرمانان بی اطلاع است؛ حتی اسمشان را هم نشنیده اند. کوتاهی بزرگی در حق کودکان شده که تاوانش را خودمان پس میدهیم. 

هنوز میتوان کاری کرد...

  • یه پلاک
  • جمعه ۶ مهر ۹۷

موریانه

اشرافیت از اول هم درد بزرگی برای جامعه بود. برای جامعه ی که عده ای اشرافی گری را حق خود میدانند و دیگر از ابراز آن ابایی ندارند باید گریست. جامعه ای که شعار عدالت سر میدهد چالش بزرگی با اشرافیت دارد. اختلاس و حقوق نجومی و ژن خوب و آقازاده ها و هزاران وصله و پینه اشرافیت یک شبه درست نشده،محصول سالها طرز تفکر غلط است که البته این اولین بار در تاریخ نیست که کار به اینجا می رسد. مگر بعد از رحلت رسول اینگونه نشد؟ عده ای از صحابه و انصار که همراه پیامبر بودند داعیه دار حکومت شده و بیت المال مسلمین را به بیت الحال خود تبدیل کردند.کار تا آنجا بالا گرفت که مردم خود خلیفه سوم را برکنار و علی (ع) را نصب کردند. البته به همین سادگی هم نبود. 25 سال سکوت علی در برابر چه بود؟ آیا علی (ع ) در برابر اشرافی گری مسئولان سکوت کردند؟ حقیقتا باید این گونه فکر کرد؟

حضرت علی فقط در برابر حق خلافت خویش سکوت کردند و در برابر اشرافی گری مسئولین سکوت را جایز نمی دانستند. این خط مشی اهل بیت حتی در بدترین شرایط بوده است.ایشان می دانستند اشرافیت مانند موریانه عدالت را تهی کرده و از بین می برد.حال سوال اینجاست آنانی که دم از اسلام میزنند چرا مبارزه با اشرافی گری را ضربه به اسلام عنوان میکنند؟

حال آنکه حتی کشورهای لیبرال هم شفافیت و مبارزه با ثروت اندوزی را وظیفه حکومت می دانند.

در کمال تاسف وقتی نتوان به ساختار مناسبی جهت مبارزه با اشرافی گری در ساختار حکومتی رسید وظیفه تک تک آحاد جامعه است که گفتمان اصلی را در فضای واقعی و مجازی، نابودی اشرافیت قرار دهد.

از جمله افرادی که انصافا فعالیت پررنگی در این راستا دارد، سید محمد صدرالساداتی است که به حق گام درستی در جهت بهبود اوضاع برداشته است؛ هرچند مسیر طولانی و سختی در پیش است، اما حمایت و قلم زدن درباره این موضوعات در وبلاگها خیلی مفیدتر و بهتر از صدها مطلب بی فایده یکبار مصرف است.

نامه 53 علی بن ابیطالب به مالک اشتر نصب العین خوبی برای همه است:

《... مبادا هرگز در آنچه که با مردم مساوی هستی امتیازی خواهی! و از اموری که بر همه روشن است، غفلت کنی؛ زیرا به هرحال نسبت به آن در برابر مردم مسئولی و به زودی پرده از کارها یک سو رود و انتقام ستمدیده را از تو باز می گیرند.اگر نفست سرکشی کرد و بر تو چیره شد عذری نزد من نداری...》

  • یه پلاک
  • شنبه ۲۰ مرداد ۹۷

یک خمره پر

در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی؛ پرسشی به ذهن خطور میکند که انقلابی گری تا کجا؟ عده ای نان شان را به نام انقلاب میخورند و اندکی نه در انقلاب زحمتی کشیده اند و نه حتی به مبانی اش معتقد. شاید حتی ندانند که انقلابی کیست و اساسا انقلاب چیست؟ سال میلادی که گذشت جهان شاهد کنار رفتن یا بهتر بگوئیم کودتا علیه  موگابه بود. اما موگابه که بود؟

موگابه شخصی است که علیه استعمارگران به نفع کشورش مبارزه میکند و در نهایت با حمایت مردم به ریاست جمهوری میرسد. اما صندلی قدرت و انتخاب متوالی وی بعنوان رئیس جمهور وی را عملا به دیکتاتوری جلاد تبدیل میکند که دیگر حرف مردم را نمیفهمد. تاریخ از این عبرتها زیاد دارد. قذافی نمونه دیگری است.

به راستی انقلاب و انقلابیون به مثابه کلنگ و تخریب گرانی هستند که باید در ابتدا کاخ ستم را ویران کرده و سپس کنار روند تا افراد منطقی تری برای توسعه کشور قدم گذارند یا قضیه چیز دیگری است؟

تفاوت آن انقلابی که خط انقلاب را گم کرده و یا فراموش با یک دیکتاتور چیست؟

اصلا خط انقلاب چه بوده؟ تغییر و اقدام به نفع مردم یا بهتر بگویم عدالت.

حال بعد از 4 دهه، علی رغم اقدامات و پیشرفتها، اما مشکلات زیادی مردم را گرفتار کرده که البته مشکلات با وجود مسئولین بی تفاوت و افراد فاسد غیرقابل تحمل میشود. امام یک صحبتی دارند که شاید خیلی سیما آن را پخش نکند و آنجا به همین نکته اشاره میکنند که مسئولان خط انقلاب را گم نکنند وگرنه مردم این جماعت را برمیچینند. این طبیعت حکومت و مردم است که وقتی مسئولین بی تفاوت به وظایف و گرفتار در فساد شوند و این موضوع گسترش یابد ملت دیگر تحمل نمیکند و هرکه را بخواهد به زیر میکشد. این هشدار امام یک نگاه درست به انقلاب است. شما میبینید بعد از 4 دهه موگابه در کشور خود، در جایی که برای آن مبارزه کرده توسط حکومت خودش از حکومت خلع میشود و بدتر از همه اینکه مردم از این اقدام خوشحال اند. چرا؟ زیرا امروز او با دیروزش یک تفاوت داشت؛ دور شدن و نهایتا خروج از خط انقلاب.

انقلاب به خودی خود بد نیست، زیرا یک دگرگونی برای بهتر شدن است اما اگر به ضد خود تبدیل شود خطرناکتر از هر دیکتاتوری میشود. چرا که به نام انقلاب میتوان مردم را ضدانقلاب نامید. نمونه اش انقلاب کبیر فرانسه که چندی بعد گیوتین و اعدام های دسته جمعی از آن بیرون آمد.

غرض این است که عملکرد مسئولان و میزان وفاداری به انقلاب شاخصی استوار برای مردم بوده است؛ این در همه جهان صادق است. هر اندازه فاصله از این خطوط بیشتر شود قطعا با پاسخ ملت مواجه خواهد شد.

بهرحال مشکلات قابل حل است، یا حداقل قابل تحمل به شرط تلاش عملی مسئولین و مبارزه با فساد. غیر از این باشد تضمینی وجود ندارد. نگاهی به انقلاب 57 نشان میدهد که همواره انحراف  ذره ذره را میدهد و آنگاه که در تار و پود حکومت جای گرفت دیگر کاری نمیتوان کرد.

جمله ام را با سخنی از شهید بهشتی تمام میکنم که خوب مسئولین در اتاق خود نصبش کنند، بلکه روزی چندبار به چشمشان بخورد که می گفت:

آزادی انتقاد از رهبران» در اسلام دُگم (اصل تغییر ناپذیر) است. 

هیچ حکومتی تحت هیچ عنوانی، تحت شرایط فوق العاده و غیرعادی و به طور کلی تحت هیچ شرایطی حق ندارد آزادی انتقاد از رهبران را از مردم بگیرد. 

چیزهایی هست که فقها می گویند به عنوان اولی واجب است ولی به عنوان ثانوی حرام می شود. 

بعضی چیزها هست که عنوان ثانوی برنمی دارد. 

این هم عنوان ثانوی برنمی دارد. 

یعنی برطبق آنچه که ما از اسلام می شناسیم هیچ حکومتی تحت هیچ شرایطی حق ندارد آزادی انتقاد از رهبران را از دست مردم بگیرد. 

این در اسلام دُگم است. .

رفقا، این مهم است. «ما در شرایط فوق العاده هستیم، با دشمن های مختلف روبه رو هستیم، حکومت نظامی اعلام می کنیم»؛ این در اسلام نیست. 

اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا_صفحه ۱۲۷

باید تا آخر انقلابی ماند. انقلاب یک جرعه اش کافی نیست باید یک خمره داشت و مدام پرش کرد.

  • یه پلاک
  • شنبه ۲۱ بهمن ۹۶

تلکه

(1) در کتاب بحارالانوار از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است که فرمود:
«خدا لعنت کند رشوه گیر و رشوه پرداز و کسی را که دلال میان آنها است؛ از رشوه گرفتن دوری کنید که این کار بمنزله کفر محض است و شخص رشوه خوار از رحمت خدا بدور می باشد».
 عن علی (علیه السلام): قال رسول الله (ص): «اخذ الامیر الهدیة سحت و قبول القاضی الرشوة کفر» 
 هدیه گرفتن زمامدار و رئیس از دیگران حرام است و رشوه گیری حاکم شرع و قاضی، کفر است.» 

(2) هنگامى که امیر مومنان علی علیه السلام از خیانت ابن هَرمَه(مأمور بازار اهواز) اطلاع پیدا کرد، به رفاعه(حاکم اهواز) نوشت: وقتى که نامه ام به دستت رسید، فورا ابن هرمه را از مسئولیت بازار عزل کن ، به خاطر حقوق مردم ، او را زندانى کن و همه را از این کار با خبر نما تا اگر شکایتى دارند، بگویند. این حکم را به همه کارمندان زیر دستت ، گزارش کن تا نظر مرا بدانند. در این کار، نسبت به ابن هرمه نباید غفلت و کوتاه شود و الاّ نزد خدا هلاک خواهى شد و من هم به بدترین وجه تو را از کار برکنار مى کنم ، و تو را به خدا پناه مى دهم از این که در این کار، کوتاهى کنى .

اى رفاعه ! روزهاى جمعه ، او را از زندان خارج کن و سى و پنج تازیانه بر او بزن و او را در بازار بگردان ، پس اگر کسى از او شکایتى با شاهد آورد، او و شاهدش را قسم بده ، آن وقت ، حق او را از مال ابن هرمه بپرداز، سپس دست بسته و با خوارى او را به زندان برگردان و برپایش زنجیر بزن ، فقط هنگام نماز زنجیر را از پایش در آور و اگر براى او خوردنى و نوشیدنى و یا پوشیدنى آوردند، مانع نشو و به کسى هم اجازه نده که بر او داخل شود و راه مخاصمه و طریق نجات را به او بیاموزد و اگر به تو گزارش رسید که کسى در زندان چیزى به او یاد داده که مسلمانى از آن ضرر مى بیند آن کس را مى زنى و زندانى مى کنى تا توبه کند و از عمل خود پشیمان شود.

اى رفاعه ! همه زندانیان را براى تفریح به حیاط زندان بیاور غیر از ابن هرمه را، مگر آن که براى جانش ، بیمناک باشى که در این صورت او را با زندانیان دیگر به صحن زندان مى آورى ، اگر قدرت بدنى دارد هر سى روز، سى و پنج شلاّق بر بدنش مى زنى و قضیه را براى من بنویس و نام جانشین او را هم گزارش کن و حقوقش را قطع کن.


(3) گزارش سازمان شفافیت بین المللی در زمینه فساد مالی کشورها در سال ۲۰۱۶ میلادی نشان می دهد که ایران در این جدول در رتبه ۱۳۱ قرار دارد. افغانستان نیز در میان ۱۰ کشور آخر این جدول و رتبه ۱۶۹ را دارد.

(4) در ایران و بر اساس ماده ۲۸۶ مقرر داشته اگر فساد اقتصادی به دلیل وسعت اخلال و شبکه‌سازی، در حکم افساد فی‌ الارض باشد، مفسد به اعدام محکوم می‌شود. 

(5)  کمیته ضدارتشای مالزی به گفته کمیته‌ای «مستقل، حرفه‌ای و شفاف» در زمینه مبارزه با انواع جرائم مرتبط با رشوه است که در سال ۲۰۰۹ میلادی بر اساس قانون جدیدِ ضدارتشا تشکیل شده است. حداکثر ۲۰ سال زندان و پرداخت غرامتی معادل ۵ برابرِ میزان رشوه مجازاتی است که این قانون برای متخلفان در نظر گرفته است.تا سال ۲۰۰۶ میلادی، ۱۲ بانکدار در ویتنام اعدام شدند. 

توصیه میکنم مستند تلکه را حتما تماشا کنید. هرچند این مستند به تمام ابعاد فساد و رشوه نپرداخته و گزینشی عمل کرده، اما همینکه جرات کرده به همچنین موضوع مهمی بپردازد جای شکر دارد.

اینکه چرا امروز کار ادارات دولتی به جایی رسیده که برخی بی پرده درخواست رشوه (شیرینی)می کنندخود سوال مهمی است؟؟

اینکه قوه قضائیه تاکنون چه کرده و اساسا ایا ساز و کار مناسبی برای مبارزه با فساد دارد سوال مهم دیگری است؟ هرچند آماری که در قسمت (3) ارائه شده خود گویای میزان موفقیت!!! این قوه است.

مبارزه با فساد در کشورهای دیگر هم وجود دارد، اما باید پرسید چگونه ما مبارزه میکنیم که آمار فساد بالاست و چگونه آنها عمل میکنند که فسادشان از ما کمتر است؟

رفتار مولا علی الگوی مناسبی است. بند (2) به خوبی گویای رفتار ایشان با تخلفات اداری است. رفتاری که مسامحه نمیپذیرد و برخلاف برخی که امروز مبارزه با فساد را آبروریزی برای کشور میدانند و سعی در سرپوش گذاشتن و پرورش دزد دارند، دست خلافکار را هرکه باشد قطع میکند خواه حتی حسن و حسینش باشند.

آن دوحدیث بیشتر از اینکه نقل سخن باشد، نقل هشدار و اخطار است. اخطار به کارگزاران و قضات محترم که در تنظیم رفتار با مردم مراقب باشند. انسان به لحظه ای کافر شده و به دین محمد (ص) از دنیا نمی رود خواه در این دنیا هزاران عنوان رنگی به اسم خود چسبانده باشد و عده ای برایش دولا و راست شوند.

+ پیشنهاد میکنم مستند را ببینید و اگر خودتان هم نمونه هایی دارید برام بنویسید.

  • یه پلاک
  • چهارشنبه ۲۲ آذر ۹۶


🌟حکایت عجیبیست
رفتار ما آدم ها را خدا می بیند و فاش نمی کند.
مردم نمی بینند و فریاد می زنند.

🔊 می خواهم اینجا از
👀 دیده ها و
👂شنیده ها و
📚خوانده هایم
بنویسم.