۸ مطلب با موضوع «روزنوشت» ثبت شده است

مرغ عزا و عروسی


دو شهید سرباز در فاصله ده روز....یکی حسن ارحمی 18 ساله اهل روستایی در اطراف تایباد که در نوار مرزی میرجاوه سیستان و بلوچستان به شهادت رسید و دو شب پیش هم رضا مرادی علمدار در حمله اتوبوسی دراویش به ماموران...
اینها را در کنار شهادت 7 سرباز مرزی میرجاوه در اردیبهشت امسال و 5 سرباز مرزی چالدران در آبان 96 بگذارید. اینها فقط گوشه ای از مظلومیت این قشر است و آمارها به اینجا ختم نمیشود... در همه این حوادث که هرسال تکرار میشود بی تدبیری و بی توجهی به این قشر است. قشری که به زور و با حقوقی بسیار ناچیز آورده شده و نهایتا...
یاد شعری از محمدکاظم کاظمی افتادم که حقیقتا وصف حال درستی است از امروز سربازان...

این پیاده می‌شود، آن وزیر می‌شود

صفحه چیده می‌شود، دار و گیر می‌شود

این یکی فدای شاه‌، آن یکی فدای رُخ‌

در پیادگان چه زود مرگ و میر می‌شود

فیل کج‌روی کند، این سرشت فیلهاست‌

کج‌روی در این مقام دلپذیر می‌شود

اسپ خیز می‌زند، جست‌وخیز کار اوست‌

جست‌وخیز اگر نکرد، دستگیر می‌شود

آن پیاده ی ضعیف ،راست راست می‌رود

کج اگر که می‌خورَد، ناگزیر می‌شود

هرکه ناگزیر شد، نان کج بر او حلال‌

این پیاده قانع است‌، زود سیر می‌شود

آن وزیر می‌کُشد، آن وزیر می‌خورد

خورد و برد او چه زود چشمگیر می‌شود

ناگهان کنار شاه خانه‌بند می‌شود

زیر پای فیل‌، پهن‌، چون خمیر می‌شود

آن پیاده ی ضعیف عاقبت رسیده است‌

هرچه خواست می‌شود، گرچه دیر می‌شود

این پیاده‌، آن وزیر... انتهای بازی است‌

این وزیر می‌شود، آن به‌زیر می‌شود 

  • یه پلاک
  • چهارشنبه ۲ اسفند ۹۶

آخر خط

 ما آدما گاهی فکر میکنیم که یه جورایی به آخر خط رسیده ایم، یعنی ایستگاه آخره . دیگه هیچ امیدی وجود نداره برای ادامه دادن، برای تلاش کردن، برای بهتر شدن ولی شاید فراموش کردیم که امید تنها کوچه ایه که هیچ وقت بن بست نداره.

اگه هنوز نفس میکشیم، اگه چهارستون بدنمان سالمه، اگه قدرت تفکر و تعقل داریم واقعا کفران نعمت نیست استفاده نکردن از این همه فرصت خدادادی؟

گاهی وقتی به آدمایی میرسم که نقصی دارن از دید ما و از عضوی محروم با خودم میگم اون چطور زندگی میکنه؟؟ واقعا چه عاملی بهش امید میده؟ جالبه که نه تنها زندگی روزمره ما رو فقط نداره بلکه دست به یادگیری هنر یا حرفه ای هم شده. عجیب نیست ؟!

آدمی که باید در لبه پرتگاه باشه و در حال سقوط، داره هنوز هم تلاش میکنه، واقعا چرا؟ بنظرم اون از زندگی این رو یاد گرفته که امید مهم ترین سلاح هر فردیه. اگه ازش خوب استفاده کنی مطمئنا با هر وضعیتی که باشی استعدادهات شکوفا میشه و باعث شگفتی همه میشی.

چرا اون آدم مثل ما مدام نق نمیزنه و از اوضاع خودش و اطرافش شکایت نمیکنه. شاید داره خودش رو گول میزنه. آره، حتما ما آدمهای واقع بینی هستیم و اون آدم خیال پردازی، اما این وسط یه سوال میمونه؛ اونم اینکه پس چرا ما پیشرفتی نداریم و اون آدم در حال ترقی...

واقع بینی یا گول زدن خودمون، اسمش رو هرچی میخوای بذاریم، ما رو تبدیل به یک موجود چشم به دست دیگران کرده... موجودی که از دولت میخواد کار براش درست کنه.. از خانواده اش انتظار تامین همه جانبه رو داره... و خیلی چیزای دیگه که مهم ترینش تنبلیه.

بذار بازم از اون آدم بگم، آخه حتی یادآوری همچین آدمایی هم ما رو به وجد میاره و بهمون انرژی میده... اون خواست و شد... براش تلاش کرد... نق نزد... شکست خورد بارها، اما از هدفش دست برنداشت...

ما هم میتونیم کافیه شروع کنیم... زندگی مثل آینه میمونه... ایستگاه آخر که برسی کسی جز خودت رو نمیبینی... یعنی هر اتفاقی افتاده و هر وضعی داشتی باید خودت برای تغییرش دست بکار میشدی...

این کلیپ هم ببینین حتما، خالی از لطف نیست :)

کلیپ آخر خط

  • یه پلاک
  • چهارشنبه ۲۵ بهمن ۹۶

توجیه نکنید لطفا!

عدالت دغدغه همیشگی مردم بوده و هست. اساسا تغییر حکومتها و جابجایی قدرت یک وجه طلب مردم برای عدالت است. چه نام حکومت اسلامی باشد و چه سلطنتی و چه و چه. حتی اگر معصوم هم بیاید کار را بدست بگیرد و عادل نباشد تضمینی برای ماندنش در در راس حکومت نیست چه آنکه علی بن ابی طالب میفرمایند حکومت با ظلم باقی نمیماند ، شاید با کفر بماند ولی با ظلم هرگز. 

حال بعد از 4 دهه که از انقلاب اسلامی گذشته است ، منصفانه است که بپرسیم چه بر سر انقلاب آورده اند؟ چرا ارزشها را وارونه کرده اند؟ سخنان امام خمینی در کجای حکومت عمل میشود؟ بگذارید قدری به عقب برگردیم و کمی از سخنان امام را با اوضاع فعلی مقایسه کنیم.

مساله دیگر, مساله تشریفات حوزه های روحانیت است که دارد زیاد مـی شـود. وقـتـی تـشـریـفات زیاد شد, محتوا کنار می رود. وقتی سـاخـتـمـانها و ماشینها و دم و دستگاهها زیاد شد, موجب می شود بـنـیـه فـقهی اسلام صدمه ببیند; یعنی با این بساطها نمی شد شیخ مـرتـضی و صاحب جواهر تحویل جامعه داد. این موجب نگرانی است. 

امروز آیا نگرانی امام به جا نیست؟ مراجع معظم تقلید در قم، از کجای جامعه حرف میزنند؟؟ قرآن مطلا رونمایی کردن کجای اسلام را تقویت میکند در حالی که برخی نان شب ندارند تا بخورند. مگر نه این است که شهید مظلوم بهشتی می فرمودند: اگر بنا باشد به مسائل مردم بی توجهی کنیم شاید چند صباحی ما عمامه به سرها را مردم تحمل کنند اما دیری نمی پاید که ملت به خشم آمده و همه چیز کن فیکون میشود.

مرجع محترمی که کلی دم و دستگاه و امکانات را به خدمت گرفته ای،اینها در کدام جهت است؟ آیا آن مرجعی که در ماشین باکلاس و آنچنانی مینشیند و بعد دم از اقتصاد مقاومتی و بهبود معیشیت و حتی دین و خدا میزند حرفهایش قابل قبول است؟ مردم را با اعمال تان به دین دعوت کنید وگرنه خطابه و وعظ صرف را عمروعاص هم انجام میداد.

امروز عافیت طلبی در حوزه علمیه در اکثر سطوح به جایی رسیده که قدمی برای تحقق عدالت برنداشته و فقط هشدار و تذکر میدهند؟

آقایان چندسال است که میگویید سود بانکی و چه و چه ربوی است؟ خب چه کار کردید؟ آیا دولت و مجلس و مسئولین را وادار به تغییرات به نفع مردم کردید؟ اینکه که ما حرف بزنیم و از مسائلی بگیم که اظهر من الشمس است را یک دیپلمه هم میتواند انجام دهد، اما مسئولیت شما تغییر به نفع مردم است.

آقایان ممکن است بگویند خیلی از امکانات و این دم و دستگاهها قانونی و مشروع است. اما ظاهرا باید یکبار دیگر صحیفه را بخوانند تا بفهمند امام ره حتی امکانات مشروعی که از حد بگذرد و زیاده روی باشد را اشکال اساسی روحانیت میداند. دیگر قضاوت با شما!

حال دکتر رحیم پور طی یک سخنرانی اعلام کردند که منصور نظری ها و جنبش عدالت خواه شیراز هزینه های رسیدن به عدالت اند و عدالت هزینه دادن دارد. اینکه عدالت هزینه دادن دارد و باید برای رسیدنش هزینه داد درست، اما آقای رحیم پور نگفتید که چرا مدام مردم باید هزینه بدهند؟ چرا طلاب و حوزه علمیه قم اقدامی در این راستا نمیکند؟ چرا خودتان کاری نمیکنید؟ چرا همواره افرادی که پشتوانه ای جز خدا ندارند باید کاری کنند؟

خودمان را گول نزنیم، شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت راحت است چرا که توپ را به زمین دیگران می اندازی و خودت تماشاچی میشوی. قدری تفکر... قدری درنگ...

آخر اگر حتی مستقیم هم اقدامی نمیکنید حداقل حمایت شان کنید، شماهایی که تریبون دارید و دم و دستگاه... یا لااقل اینطور توجیه نکنید ظلم به ایشان را...

کلیپ را هم ببینید :اظهارات رحیم پور ازغدی

  • یه پلاک
  • دوشنبه ۱۶ بهمن ۹۶

حکایت 45 هزار و پانصد تومان

یارانه و ما ادراک یارانه!!
بحثی که از زمستان 88 کلید خورد و هنوز هم جزء بحث برانگیزترین اقدامات حوزه اقتصادی دولت است. از همان زمان بحث بر این بود که شامل چه کسانی بشود و چه کسانی مستحقش نیستند؟
ظاهرا در لایحه پیشنهادی رقم اختصاص یافته یارانه ها به نصف سال 96 کاهش یافته است؛ این یعنی نصف مردم را حذف خواهند کرد از صف گرفتن یارانه ها. این در حالی است که بر اساس آمار 40 درصد مردم ایران زیر خط فقر هستند( مبنای خط فقر 2 میلیون و 700 هزار تومان است ). از طرفی 50 درصد مردم از یارانه محروم میشوند و از آن طرف 40 درصد مردم صد در صد به آن نیازمند. این را البته باید اضافه کرد که افراد نزدیک به خط فقر و کمی بالاتر هم به این یارانه محتاج اند و در واقع حق شان است.
حال سوال این است که دولت با پیش بینی افزایش درآمدهای مالیاتی اش آن هم با اعداد و ارقامی  که با واقعیت موجود سازگار نیست و حذف نصف مردم از یارانه بگیرها؛ قصد دارد تورم را بیش از پیش تحمیل نماید و افراد بیشتری را به سمت خط فقر سوق دهد؟
کسانی را دیده ام که فقط با همین یارانه ها زندگی را میگذرانند به سختی و یا حتی کسی که با آن کسب و کار کوچکی راه انداخته است مثلا دام خریده.
حذف ثروتمندان از صف یارانه ها خوب است اما آیا نصف مردم کشور به یارانه نیازی ندارند؟
باید پرسید که دولت محترم از کجا چنین نسخه ای تجویز کرده اند؟
بنظر میرسد باید منتظر تصویر لایحه بودجه 97 ماند تا ببینیم آیا نمایندگان مجلس هم این موضوع را درنظر میگیرند یا از کنار آن به سادگی عبور خواهند کرد!
  • یه پلاک
  • پنجشنبه ۱۴ دی ۹۶

کف خیابان

این تعطیلی و فیلتر فعلی شبکه های اجتماعی هر چی نداشت برای بلاگی ها فکر کنم خیلی هم بد نشد، حداقل اش ما یه سرپناه مجازی داریم :)

اما بعد...

اعتراض و شکوه حق مردم هر کشوریه و اصلا در این اختلافی نیست، موضوع سر این است که چه روشی برای رسیدن به خواسته هامان پی بگیریم؟

در ساختار قانونی کشور آمده است:

مطابق قانون اساسی «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است» این حق یکی از حقوق بنیادین مردم است که در فصل سوم قانون اساسی با عنوان «حقوق ملت» به رسمیت شناخته شده است و تدوین کنندگان قانون اساسی به عنوان نمایندگان مردم خود را مکلف به تصویب این حق جهت تضمین آن در اصل ۲۷ قانون اساسی دانسته اند.

پس قانون با ضوابطی است را پذیرفته که مردم میتوانند اعتراض و راهپیمایی نمایند.

اما روش و پروسه ی پیش بینی شده در ایران چگونه است؟

اعلام راهپیمایی یک هفته قبل از برگزاری کتبا به وزارت کشور

درخواست به صورت حضوری داده شود و مدارک لازم ارائه شود. همچنین به سوالاتی پاسخ داده می شود.

 ابتدا اینکه موضوع راهپیمایی یا اجتماعی و هدف از برگزاری آن چیست و اینکه تاریخ برگزاری و ساعت آغاز و پایان آن چه زمانی است و اینکه مسیر راهپیمایی و ابتدا و انتهای آن کجاست.

محل سخنرانی و قرائت قطعنامه و مشخصات کامل مسئولین اجرایی و انتظامی مراسم با معرفی نامه کتبی از گروه مربوطه از دیگر موارد ذکر شده است. همچنین یک نسخه از قطعنامه کتبا باید ارائه شود.

طبق ماده 31 همان قانون نماینده رسمی گروه موظف است تعهدی مبنی بر عدم حمل سلاح و عدم اخلال نسبت به مبانی اسلام و امنیت به وزارت کشور تسلیم کند. 

این هم از پروسه ی کار!!!!

حال بر می گردیم به خط اول داستان، یعنی فرض کنید شما کارگران معدن یورت بوده و یا کارگر کارخانه اراک  هستید و به مواردی معترض بوده و در واقع کارد به استخوان تان رسیده است یا بهتر بگوییم رسانده اند!

 ابتدا به مسئولین دم دستی رجوع کرده تا مشکل حل شود. آنها هم وعده ای می دهند و می رود تا چند ماه بعد...

سپس نا امید از آنها به مسئولین شهری مانند امام جمعه، فرماندار، شهردار و مسئولین اداره کار و هرکه را که اندک احتمالی میدهی می روی.

آنها هم یا میگویند به ما مربوط نیست یا اینکه وعده ای می دهند که خودشان به توخالی بودنش بیشتر از شما اعتماد دارند. و این آخری ها البته ممکن است کتک تان هم بزنند که آخر کارگر و اعتراض!! یعنی چه؟

شما که از همه جا ناامید میشوید نامه ای به مسئولین مربوطه نوشته و از آنها استمداد می طلبید که آن نامه  البته می رود ؛ ولی در پیچ و خم اداری گم می شود.

حال شمائید و انبوه مشکلات، از نداشتن 10 هزار تومان هزینه ناچیز درمانی تا حتی لقمه نانی حلال در سفره!

اینجاست که وقتی وعده ی یک مسئول بلندپایه که بعد از نابود شدن معدن به آنجا می آید را در واقع ماله کشی بر قتل می دانید! بله قتل، چرا که می توانستند کمک کنند و نکردند، این را من نمیگویم بلکه آن کارگر به در بسته خورده میگفت.

حال همه را ضربدر تعداد ایرانیان کرده،ضربدر تعداد مسائل و مشکلات، ضربدر تعداد وعده های توخالی،ضربدر تعداد شکایات مردم که معلوم نیست چه شده، و همین طور مطالبات طلبکاران بانکی از موسسات قرض الحسنه کنید.

آیا راهی وجود دارد که اعتراض کنی؟ با آن ساختار عریض و طویل تظاهرات که قطعا نمیتوان کاری کرد چرا که سانسور می شود؛ مرگ بر گرانی...

چاره ای نمی ماند که با همه گرفتاری ها صدای خود را در خیابان آزاد کنی و مردم دیگر را همراه...

شاید کسی تظلمت را بشنود.

+ قطعا تخریب اموال عمومی را کسی تایید نمیکند

+ اما چیزی که این وسط گم شده حل مشکلات مردم است؛ آنچه که نمود پیدا کرد دوباره وعده و وعده و وعده....


  • یه پلاک
  • سه شنبه ۱۲ دی ۹۶


🌟حکایت عجیبیست
رفتار ما آدم ها را خدا می بیند و فاش نمی کند.
مردم نمی بینند و فریاد می زنند.

🔊 می خواهم اینجا از
👀 دیده ها و
👂شنیده ها و
📚خوانده هایم
بنویسم.