۵ مطلب با موضوع «سیاه نگاره» ثبت شده است

سیستم فشلی

قصه این است که در یک روز اداری می روی که کارهایت را سر و سامان بدهی و کلی هم با خودت برنامه ریزی میکنی اما نهایتا چیز دیگری از آب درمی آید. واقعا چرا؟؟ چرا وقت مردم آنقدر بی ارزش است؟؟ یعنی وقت مسلمان در کشوری اسلامی باید حتی از یک کشور سکولار هم بی ارزش تر باشد؟

ساختار تشکیلاتی، روش‌های انجام کار، قوانین و مقررات حاکم و نیروی انسانی 4 رکن اساسی تشکیلات اداری است. در این بین باید گفت که نیروی انسانی ادارات متاسفانه در اکثر موارد ضمن برخورد نامناسب؛ رفتارهایی از خود بروز می دهند که در نهایت یا به سکوت ارباب رجوع و یا به دعوا ختم می شود. نمونه هایی که شما حتما برخورد داشته اید و یا حداقل تماشاگر آن بوده اید.

علاوه بر رفتار بد، علت را باید در چیزی مهم تر جستجو کرد؟ بذارید مثالی بزنم. شما وارد شهرداری می شوید. میخواهید درخواستی بدهید. حال اولین مشکل شما شروع میشوید؟؟آن هم اینکه باید کلی سوال کنید وقت سپری شود تا شما بفهمید که از کجا باید شروع کنید؟

بعد که نقطه شروع پیدا شد نوبت میرسد به اینکه در کجای صف انتظار باشید تا وارد شده و مطالب خود را عرض کنید که آن نیز اصولی دارد و نباید با اخم باشد حتی اگه مسئول محترم اعصاب درستی ندارد چون که شما میخواهید کارتان راه بیافتاد و نباید مسئول را ناراحت کنید وگرنه...

بعد که این مرحله تمام شد و وارد شدید و بعدش میرید دنبال مدارک لازم که اصلا این خودش یه مرحله جداست . چرا که با ادارات دیگر شما را درگیر میکند و شما همه این مراحل بالا را باید آنجا نیز طی کنید. 

بعد از فراهم کردن مدارک جنابتان دیگر احتمالا به آن روز اداری نمیرسد و باید فردا برود به شهرداری. فردا که رفتید و مدارک را تحویل دادید قدر مسلم یه گیری پیدا میشه از کارتان و دنبال اصلاح آن می افتید که امیدوارید زود تمام شود ولی خیلی معلوم نیست.

حالا با همه این اوصاف شما کارتان تمام شده و از آن اداره بیرون میروید.

اما واقعا چه گذشته؟

کلی زمان، انرژی و نیروی انسانی هدر رفته و از آن طرف خستگی برای ارباب رجوع( اگه البته کار به دعوا نرسه).

اما راه حل؟

سیستم اداری یکپارچه... دولت الکترونیک...

اینکه اساسا لازم نباشد شما به ادارات دیگر برای استعلام و هزار مسئله دیگر بروید بلکه خود ان اداره یک ارتباط ساده اینترنتی در بستر شبکه یکپارچه اطلاعات اداری داشته باشد و کار شما چه سریع راه می افتد. مزایای بسیاری دارد اما متاسفانه هنوز که هنوز است در نظام اداری فشل سنتی و خسته کننده ای هستیم که حقیقتا ارباب رجوع را از پا در می آورد.

امیدواریم دولتمردان به فکر مردم بوده و سریعتر این مسئله را حل کنند. امیدواریم:)

  • یه پلاک
  • جمعه ۱۲ آبان ۹۶

بیانیه های بی بیان

فکر میکنم شما هم با من هم عقیده باشید که اساسا بیانیه و پاسخ بیانیه رو کلا از زندگی مون حذف کنیم. حالا ما که نه زورمون میرسه بیانیه بدیم و نه کسی علیه ما بیانیه میده ولی آقایونی که هی مثل روزنامه بیانیه میدید و از اون طرف گروه مخالف تون هم جواب بیانیه تون رو میدن یه کم فکر کنید بعدشم بس کنید.

این همه انرژی و نیروی انسانی تلف میکنید که چی؟؟ بگید ما از اونا سر تریم؟؟ مثلا ما خدمات مون بیشتر به کشور بوده اونا خائن اند . این وسط یه سری کانالها و روزنامه ها معلوم نیست این وسط نقش شون چیه. سر پیاز و ته پیاز که خوبه، اصلا پوست پیاز هم نیستن ولی هی علیه یکی بیانیه چاپ میکنن.

بابا تو خود کشورهای غربی هم که مهد بیانیه اند اینقدر که شما فعالید در عرصه بیانیه فعال نیستن.

تو رو خدا ول کنید بذارید یه هفته بدون بیانیه راحت باشیم.

حالا چهارتا حرف درست هم بزنن که خوبه، همش شده توهین و جواب اونا رو بده و من کم نمیارم. 

یه نفس بگیرید و یه چند دقیقه هم برای مردم کار کنید و اون فیتیله بیانیه هاتون رو خاموش کنید.


  • یه پلاک
  • جمعه ۲۱ مهر ۹۶

آخرین متد شهرسازی

شاید شما هم شنیده باشید که 325 میلی متر باران در 48 ساعت گذشته در رامسر آمده و حداقل 5 میلیارد تومان خسارت به بار آورده است. به راستی چرا باید کوچه ها و خیابان های شهر و روستا تبدیل به رودخانه و باتلاق شود؟ چرا باید شرایط طوری شود که به سختی در شهر با خودروی شخصی تردد کنیم؟ حکایت این شهر هم نیست که خود از نزدیک دیدم. نمونه های دیگرش را در جاهای دیگر هم دیده ایم. مشکل اما کجاست؟ 

ظاهرا ما یک ستاد بحران در هر شهر داریم که اکثر مسئولین شهری عضو آن هستند. هرساله و در فصل سرما باران و برف سنگین می آید و مسئولین بعد از حادثه ابتدا به رسانه ها می گویند اتفاقی نیافتاده و کمی آمار و ارقام از خسارت ها می دهند. در مرحله بعد چند عکس از حضورشان در محل حادثه منتشر کرده تا ثابت کنند که در حال انجام خدمت اند.

حال به مسئولین محترم که حتی در همان مرحله حادثه هم اقدام موثری نمی کنند باید گفت بنظر شما اساسا باید منتظر حادثه شد تا اتفاق بیافتد و بعد به فکر چاره که نه ، بیشتر به فکر پیچاندن ملت و تکرار همان حرف های همیشگی، و اینکه فلان کار باید بشود و بهمان نباید شود اکتفا کنید یا اینکه قبل از حادثه تدابیر لازم را اتخاذ کرد؟

آیا در همین حادثه نمیشد که مسیل های مناسب را طراحی کرد تا شهر ما تبدیل به ونیز نشود که حتی نشود در آن با ماشین حرکت کرد؟

آیا اندکی اعتقاد دارید که شهرسازی امروز یک علم است و نیاز به کار کارشناسی دارد، نه اقدامات خلاف قانون و بندهای متعدد "پ" در شهر.

نخواستم از حال و روز خودمان بیشتر بنویسم و از حال و روز خیلی های دیگه که واقعا خسارت دیدند بیشتر از این بی تدبیری ها، که خداوند بر حکمت خود کار میکند و اینها بلا نمی شود اگر مسئولین خودمان،  خودمان را در پیچ و تاب توجیهات شان نچرخانند و آخر سر بگویند: نمی شود

جالب اینکه میگویند نمیشود و نمیگن نمی توانیم که فرق این دو جمله از دست دادن یک صندلی است که فکر نمیکنم آن مسئول بتواند از آن بگذرد. ( هو العلیم)

  • یه پلاک
  • پنجشنبه ۱۳ مهر ۹۶

ژن پرایدی و ژن مازراتی

چه حسی داره وقتی چیزی رو داری که دیگران ندارند؟؟ کارایی رو انجام بدی که دیگران انجام نمی تونن بدن؟؟

نه که نتونن، امکانش اصلا فراهم نمیشه براشون. مثلا لایی کشیدن تو جاده های تهرون با ماشین های آن چنانی، تازه بعدش فیلم گرفتن و اشتراک گذاشتن واسه دیگران. میدونید چرا؟؟ ژن های مازراتی اینجورین اصلا. باید اینکارا رو کنن. دست خودشون نیست.

فقط بگن میخوان چی رو ثابت کنند؟؟ که شما دارید بیشتر مردم ندارند. آره دیگه ژن خوب واسه شماست، اصلا شما خوبید، صندلی جلو هم واسه شما، گوشت های خورشت هم مال شما.

کی فقط سیر میشید؟؟ اینو به ما بگید که تکلیف مون رو بدونیم؟؟ البته ژنتیک که سیری نداره، از نسلی به نسل بعد منتقل میشه. نسل های خوبا،نه هر نسلی مثل من و شما!!

ما نهایتا باید پراید بگیریم و زیر کوله بار قرضش و وامش کمرمون خم بشه و به قول رئیس محترم همون شرکت سازنده اش، اصلا این ماشین واسه فقراست.اصلا اینجاست که باید گفت شما ژن ات پرایدیه! یعنی ژن ات اجازه نمیده بالاتر از پراید رو حتی فکرم کنی. وقتی میگن پراید فقرا فکر کنم منظورش بیشتر قبرستان فرستادن فقرا باشه. اما آخه اونجا هم رحم نکردن. اونجا هم شده شمال و جنوب شهر!!

اونجا شده مقبره دولت الملک و دودمان محترمه و از اون طرف قبر ترک خورده اصغر آقا پنچرگیر محل.

خجالت هم که قطعا نمیکشید! سنگ پای قزوین اگه بود الان آب میشد.


 

  • یه پلاک
  • دوشنبه ۱۳ شهریور ۹۶

ویروس خطرناک

آقا زاده!!
واژه ای که باید در لغت نامه ها برایش جایگاه VIP رو فراهم کرد تا بهتر افراد دارای آقازادگی رو بشناسیم. مدتی قبل و حتی تا همین الان هشتک ژن خوب( اشاره به یک آقازاده) شده بود نشان استانداردشان. نشانی که می گفت دیدید ما چه قدر با مردم عادی فرق می کنیم؟
تا همین چند وقت پیش با خودم فکر می کردم که آقازاده ها به دور و بر افراد مسئول کشوری و وزرا و روسا میرسند اما جالبی اش اینه که حتی در همین بیمارستان دولتی که هستم( گمنام باشه بهتره:| )هر کسی رئیسه یا معاونه یه فامیلش هم آورده تو بیمارستان کرده منشی، انتظامات و از این جور شغل پرکنی ها.
واقعا حالا دیگه باید فهمید چرا ملت کار پیدا نمیکنن در حالی که عده ای خیلی راحت چندجا کار میکنن؟
ویروس آقازادگی با چند ورژن پایین تر ولی با همان خطر بالا، حالا در طبقه های متوسط جامعه خودش را نشان می دهد؛ امروز خیلی جدی گرفته نمی شود؛ ولی روزی همه جامعه را مسری می کند. 

  • یه پلاک
  • جمعه ۲۰ مرداد ۹۶


🌟حکایت عجیبیست
رفتار ما آدم ها را خدا می بیند و فاش نمی کند.
مردم نمی بینند و فریاد می زنند.

🔊 می خواهم اینجا از
👀 دیده ها و
👂شنیده ها و
📚خوانده هایم
بنویسم.