۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهید» ثبت شده است

الکساندر روسی و محسن ایرانی


مارس 2016 نبردی سخت با داعش برای بازپس گیری شهر باستانی "پالمیرا" در سوریه در جریان است. "الکساندر" که مامور گرا دادن به هواپیماهای روسی بود به ناگاه خود را در میان انبوه تروریست های داعشی می بیند. الکساندر 25 ساله باید میان اسیر شدن یا کشته شدن یکی را انتخاب کند. "اکاترینا" همسر الکساندر در روزهای آینده فرزندشان را به دنیا می آورد. الکساندر تصمیمی سخت را باید بگیرد.


هواپیماهای روس الکساندر و داعشیان اطراف او را بمباران می کنند و همگی کشته می شوند.


الکساندر تصمیم گرفته بود، اسیر نشود. او محل ایستادن خود را به عنوان نقطه تجمع تروریست ها به هواپیماهای روس گرا داده بود تا داعشیان را به جهنم بفرستد و خود جاودانه شود.


روس ها به کمک رسانه هایشان، الکساندر پروخورنکو را به عنوان قهرمانی جذاب به مردم دنیا  معرفی کردند. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، نیز عنوان «قهرمان فدراسیون روسیه» را پس از مرگش به او داد.


هفته پیش و یک سال پس از کشته شدن الکساندر، مقامات شهر "واژلی سوتو" در ایتالیا مجسمه یادبودی به طول 2 متر که برای بزرگداشت افسر روس ساخته بودند را رونمایی و در شهر خود نصب کردند.


رسانه و دیپلماسی فعال روس ها توانست یک قهرمان ملی را برای همه مردم دنیا به یک قهرمان بین المللی تبدیل کند. سوال اینجاست که رسانه ها و دیپلمات های ایرانی چه زمانی قرار است بایکوت جهانی نسبت به ایثارگری های قهرمانان ایرانی را بشکنند؟ برادر شهیدمان محسن حججی آخرین قهرمان از انبوه قهرمانانی است که تاکنون برای شرافت انسانی جان شریفشان را تقدیم کرده اند و باز در سکوت رسانه ای و دیپلماتیک، مردم جهان از دیدن یک قهرمان ایرانی دیگر محروم خواهند بود، چه رسد به آنکه برایش مجسمه یادبود بسازند.

☆به قلم احمد نوروزی☆

  • یه پلاک
  • يكشنبه ۲۲ مرداد ۹۶

هادی های دیروز، امروز کجایند؟

امروز یه روز عادی بود واقعا (البته کمی پر حرارت)؛ آخه رفتیم با دوستان فوتبال، اونم چه فوتبالی.

حقیقتش من اصلا از دفاع و حمله خیلی خوشم نمیاد( اصلا سرم نمیشه) ولی تو گلری یه حرفهایی واسه گفتن دارم( البته با تواضع ).

خدا رو شکر تیم ما تحت رهبری فرمانده تونست تیم حریف رو 20 بر 11 نابود کنه. نمیدونم چرا؟؟ شاید اونا یه کم ضعیف بودن.

منم این وسط حسابی حالشون رو گرفتم( از بس شوت هاشون رو گرفتم) البته خوب 11 تاش هم توی دروازه رفت.

گفتم فوتبال، یه گریزی هم میزنم به شهید ابراهیم هادی. واقعا عجب شهیدی، آدم لذت میبره. کسی که با فوتبال بچه ها رو به مسجد وصل می کرد. کسی که یه الگوی درست بود. با بچه ها بود همیشه، ولی بچه ها ول کنش نبودن.

این روزا دارم فکر میکنم چند تا از فوتبالیستها این جوری هستن؟؟

بگذریم، خلاصه امروز حسابی روز باحالی بود.



  • یه پلاک
  • پنجشنبه ۱۹ مرداد ۹۶

کهف الشهدا

یادم میاد چند ماه پیش، با یکی از دوستان گل روزگار رفتیم یه جای باحال. یه جایی که وصفش رو شنیده بودم ولی تا بحال نرفته بودم. وقتی بهم گفت میخوای بیای با ما، انصافا خیلی خوشحال شدم.

شاید شما هم اسمش رو شنیده باشید و یا حتی رفته باشید. جایی در شمال تهران، در منطقه ای خوش آب و هوا، شهدای گمنامی دفن هستند که مشهور است به کهف الشهدا. جایی که رهبر انقلاب هم از آنجا بازدیدی داشتند و بعد از آن بود که اون جا دارای برخی امکانات اولیه زائران شد.

توصیه میکنم حتما یه بارم شده برید اینجا؛ واقعا بودن با شهدای گمنام حس و حال عجیبیه. 

پی نوشت* البته یکی از این شهدای گمنام شناسایی شده که بعدا در مورد اون شهید هم می نویسم.

  • یه پلاک
  • سه شنبه ۱۷ مرداد ۹۶


🌟حکایت عجیبیست
رفتار ما آدم ها را خدا می بیند و فاش نمی کند.
مردم نمی بینند و فریاد می زنند.

🔊 می خواهم اینجا از
👀 دیده ها و
👂شنیده ها و
📚خوانده هایم
بنویسم.