۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام علی (ع)» ثبت شده است

فاستمعوا


وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ

ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺷﻮﺩ ، ﺑﻪ ﺁﻥ ﮔﻮﺵ ﻓﺮﺍ ﺩﻫﻴﺪ ﻭ ﺳﻜﻮﺕ ﻛﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﻣﺸﻤﻮﻝ ﺭﺣﻤﺖ ﺷﻮﻳﺪ 

هیچ‌ نگوییم 

اینجا مردی سرگرم خداست

اینجا عبدی دلگرم مواعید خداست

اینجا این پیرمرد با همین بساط کوچکش و با آن رابطه الهی و نورانی اش ، تمام دنیا را تحقیر کرده است 

بگذار برخی به پول و ماشین و تجارتشان بنازند

گردونه دنیا می گردد و چه زیر و زِبَرها که در راهست 

به تعبیر امیر المومنین علی علیه السلام فقیر و غنی بعد از این دنیا معلوم خواهد شد

آن طرف معلوم می شود که دست کی خالیست...

  • یه پلاک
  • دوشنبه ۲۳ مهر ۹۷

موریانه

اشرافیت از اول هم درد بزرگی برای جامعه بود. برای جامعه ی که عده ای اشرافی گری را حق خود میدانند و دیگر از ابراز آن ابایی ندارند باید گریست. جامعه ای که شعار عدالت سر میدهد چالش بزرگی با اشرافیت دارد. اختلاس و حقوق نجومی و ژن خوب و آقازاده ها و هزاران وصله و پینه اشرافیت یک شبه درست نشده،محصول سالها طرز تفکر غلط است که البته این اولین بار در تاریخ نیست که کار به اینجا می رسد. مگر بعد از رحلت رسول اینگونه نشد؟ عده ای از صحابه و انصار که همراه پیامبر بودند داعیه دار حکومت شده و بیت المال مسلمین را به بیت الحال خود تبدیل کردند.کار تا آنجا بالا گرفت که مردم خود خلیفه سوم را برکنار و علی (ع) را نصب کردند. البته به همین سادگی هم نبود. 25 سال سکوت علی در برابر چه بود؟ آیا علی (ع ) در برابر اشرافی گری مسئولان سکوت کردند؟ حقیقتا باید این گونه فکر کرد؟

حضرت علی فقط در برابر حق خلافت خویش سکوت کردند و در برابر اشرافی گری مسئولین سکوت را جایز نمی دانستند. این خط مشی اهل بیت حتی در بدترین شرایط بوده است.ایشان می دانستند اشرافیت مانند موریانه عدالت را تهی کرده و از بین می برد.حال سوال اینجاست آنانی که دم از اسلام میزنند چرا مبارزه با اشرافی گری را ضربه به اسلام عنوان میکنند؟

حال آنکه حتی کشورهای لیبرال هم شفافیت و مبارزه با ثروت اندوزی را وظیفه حکومت می دانند.

در کمال تاسف وقتی نتوان به ساختار مناسبی جهت مبارزه با اشرافی گری در ساختار حکومتی رسید وظیفه تک تک آحاد جامعه است که گفتمان اصلی را در فضای واقعی و مجازی، نابودی اشرافیت قرار دهد.

از جمله افرادی که انصافا فعالیت پررنگی در این راستا دارد، سید محمد صدرالساداتی است که به حق گام درستی در جهت بهبود اوضاع برداشته است؛ هرچند مسیر طولانی و سختی در پیش است، اما حمایت و قلم زدن درباره این موضوعات در وبلاگها خیلی مفیدتر و بهتر از صدها مطلب بی فایده یکبار مصرف است.

نامه 53 علی بن ابیطالب به مالک اشتر نصب العین خوبی برای همه است:

《... مبادا هرگز در آنچه که با مردم مساوی هستی امتیازی خواهی! و از اموری که بر همه روشن است، غفلت کنی؛ زیرا به هرحال نسبت به آن در برابر مردم مسئولی و به زودی پرده از کارها یک سو رود و انتقام ستمدیده را از تو باز می گیرند.اگر نفست سرکشی کرد و بر تو چیره شد عذری نزد من نداری...》

  • یه پلاک
  • شنبه ۲۰ مرداد ۹۷

تلکه

(1) در کتاب بحارالانوار از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است که فرمود:
«خدا لعنت کند رشوه گیر و رشوه پرداز و کسی را که دلال میان آنها است؛ از رشوه گرفتن دوری کنید که این کار بمنزله کفر محض است و شخص رشوه خوار از رحمت خدا بدور می باشد».
 عن علی (علیه السلام): قال رسول الله (ص): «اخذ الامیر الهدیة سحت و قبول القاضی الرشوة کفر» 
 هدیه گرفتن زمامدار و رئیس از دیگران حرام است و رشوه گیری حاکم شرع و قاضی، کفر است.» 

(2) هنگامى که امیر مومنان علی علیه السلام از خیانت ابن هَرمَه(مأمور بازار اهواز) اطلاع پیدا کرد، به رفاعه(حاکم اهواز) نوشت: وقتى که نامه ام به دستت رسید، فورا ابن هرمه را از مسئولیت بازار عزل کن ، به خاطر حقوق مردم ، او را زندانى کن و همه را از این کار با خبر نما تا اگر شکایتى دارند، بگویند. این حکم را به همه کارمندان زیر دستت ، گزارش کن تا نظر مرا بدانند. در این کار، نسبت به ابن هرمه نباید غفلت و کوتاه شود و الاّ نزد خدا هلاک خواهى شد و من هم به بدترین وجه تو را از کار برکنار مى کنم ، و تو را به خدا پناه مى دهم از این که در این کار، کوتاهى کنى .

اى رفاعه ! روزهاى جمعه ، او را از زندان خارج کن و سى و پنج تازیانه بر او بزن و او را در بازار بگردان ، پس اگر کسى از او شکایتى با شاهد آورد، او و شاهدش را قسم بده ، آن وقت ، حق او را از مال ابن هرمه بپرداز، سپس دست بسته و با خوارى او را به زندان برگردان و برپایش زنجیر بزن ، فقط هنگام نماز زنجیر را از پایش در آور و اگر براى او خوردنى و نوشیدنى و یا پوشیدنى آوردند، مانع نشو و به کسى هم اجازه نده که بر او داخل شود و راه مخاصمه و طریق نجات را به او بیاموزد و اگر به تو گزارش رسید که کسى در زندان چیزى به او یاد داده که مسلمانى از آن ضرر مى بیند آن کس را مى زنى و زندانى مى کنى تا توبه کند و از عمل خود پشیمان شود.

اى رفاعه ! همه زندانیان را براى تفریح به حیاط زندان بیاور غیر از ابن هرمه را، مگر آن که براى جانش ، بیمناک باشى که در این صورت او را با زندانیان دیگر به صحن زندان مى آورى ، اگر قدرت بدنى دارد هر سى روز، سى و پنج شلاّق بر بدنش مى زنى و قضیه را براى من بنویس و نام جانشین او را هم گزارش کن و حقوقش را قطع کن.


(3) گزارش سازمان شفافیت بین المللی در زمینه فساد مالی کشورها در سال ۲۰۱۶ میلادی نشان می دهد که ایران در این جدول در رتبه ۱۳۱ قرار دارد. افغانستان نیز در میان ۱۰ کشور آخر این جدول و رتبه ۱۶۹ را دارد.

(4) در ایران و بر اساس ماده ۲۸۶ مقرر داشته اگر فساد اقتصادی به دلیل وسعت اخلال و شبکه‌سازی، در حکم افساد فی‌ الارض باشد، مفسد به اعدام محکوم می‌شود. 

(5)  کمیته ضدارتشای مالزی به گفته کمیته‌ای «مستقل، حرفه‌ای و شفاف» در زمینه مبارزه با انواع جرائم مرتبط با رشوه است که در سال ۲۰۰۹ میلادی بر اساس قانون جدیدِ ضدارتشا تشکیل شده است. حداکثر ۲۰ سال زندان و پرداخت غرامتی معادل ۵ برابرِ میزان رشوه مجازاتی است که این قانون برای متخلفان در نظر گرفته است.تا سال ۲۰۰۶ میلادی، ۱۲ بانکدار در ویتنام اعدام شدند. 

توصیه میکنم مستند تلکه را حتما تماشا کنید. هرچند این مستند به تمام ابعاد فساد و رشوه نپرداخته و گزینشی عمل کرده، اما همینکه جرات کرده به همچنین موضوع مهمی بپردازد جای شکر دارد.

اینکه چرا امروز کار ادارات دولتی به جایی رسیده که برخی بی پرده درخواست رشوه (شیرینی)می کنندخود سوال مهمی است؟؟

اینکه قوه قضائیه تاکنون چه کرده و اساسا ایا ساز و کار مناسبی برای مبارزه با فساد دارد سوال مهم دیگری است؟ هرچند آماری که در قسمت (3) ارائه شده خود گویای میزان موفقیت!!! این قوه است.

مبارزه با فساد در کشورهای دیگر هم وجود دارد، اما باید پرسید چگونه ما مبارزه میکنیم که آمار فساد بالاست و چگونه آنها عمل میکنند که فسادشان از ما کمتر است؟

رفتار مولا علی الگوی مناسبی است. بند (2) به خوبی گویای رفتار ایشان با تخلفات اداری است. رفتاری که مسامحه نمیپذیرد و برخلاف برخی که امروز مبارزه با فساد را آبروریزی برای کشور میدانند و سعی در سرپوش گذاشتن و پرورش دزد دارند، دست خلافکار را هرکه باشد قطع میکند خواه حتی حسن و حسینش باشند.

آن دوحدیث بیشتر از اینکه نقل سخن باشد، نقل هشدار و اخطار است. اخطار به کارگزاران و قضات محترم که در تنظیم رفتار با مردم مراقب باشند. انسان به لحظه ای کافر شده و به دین محمد (ص) از دنیا نمی رود خواه در این دنیا هزاران عنوان رنگی به اسم خود چسبانده باشد و عده ای برایش دولا و راست شوند.

+ پیشنهاد میکنم مستند را ببینید و اگر خودتان هم نمونه هایی دارید برام بنویسید.

  • یه پلاک
  • چهارشنبه ۲۲ آذر ۹۶

گمشده این روزهای ما

مولا علی (ع) می فرمایند: حکمت گمشده مومن است، آنرا فرا گیرید حتی از منافقان.

چه جمله زیبایی و چه فکر بسیطی، کسی که خود 4 سال حکومت بر مسلمین میکند چنین جمله ای را میگوید و ما را وادار به فکر میکند.

فکر اینکه اگر گاهی مقایسه میکنیم و از اسراف خودمان حرف میزنیم که جزء مسرف ترین مردم جهان ایم در حالی که در بعضی از کشورهای لامذهب با اعمال سیاستهایی و فرهنگ سازی این مسائل را ندارند، غرض مان این نیست که به اسلام و مسلمانی واقعی تیشه بزنیم. غرض این است که اسلام واقعی پیاده شود و ما مسلمانی واقعی باشیم. دینی که این همه از گناه اسراف میگوید اما ما چه؟؟ بی خیال بی خیال. انگار نه انگار.

از آن طرف اگر از پیشرفتهای مادی غرب مینویسیم غرض این نیست که بگوییم همه چیزشان خوب است؛ اما حداقل عقل حکم میکند خوبی هایشان را بگوییم و مهم تر از آن یاد بگیریم و به کار بندیم. نمونه اش همین بحث مبارزه با فساد.

جالب است در همین ایالات متحده قانونی وجود دارد موسوم به " لینکلن " که بر اساس آن مبارزه با فساد را به آحاد مردم کشانده و بر این اساس هرکس گزارش فسادی را به ماموران دولتی ارائه دهد، در صورت اثبات آن، 30 درصد مبلغ اختلاس به آن شخص گزارش دهنده اختصاص می یابد و مابقی به خزانه برمیگیرد. با این قانون امریکا توانست چندین میلیارد دلار از پولهای اختلاس شده را برگرداند. حال در کشور ما چه؟؟ خود قضاوت کنید. جدای از فرار اختلاس گران و رشوه هایی که به برخی مامورین دولتی داده شده، باید گفت ساختار مبارزه با فساد در کشور ما مبتنی بر یک سری سازمان و اداره است و مردم هیچ گونه نقشی ندارند. این برخلاف مشی امام راحل بود که در آن بر نقش محوری مردم در همه امور تاکید می کردند.

هر انقلابی با پشتوانه مردم شکل میگیرد و به پیروزی میرسد و غیر از این ممکن نخواهد بود، اما سوال اینجاست که بعد از گذشت 4 دهه از انقلاب آیا مسئولین کشوری هنوز بر این عقیده اند که امور را به مردم واگذار کنند؟

نگاهی به تاریخچه اقدامات دولتهای مختلف و اظهارنظرهای  آنان خلاف این را ثابت میکند و حاکی از یک چرخش 180 درجه ای است. چرخشی که حالا کم کم زمینه های بی اعتمادی و در نهایت تقابل را فراهم میکند. نگاهی به انقلاب فرانسه و کنش های بعد از آن ما را بیشتر آگاه میکند. انقلابی که سبب اختراع گیوتین شد و گردن های زیادی را سر برید و در نهایت به دست ناپلئون به دیکتاتوری بدل شد و دوران تیره ای آغاز گردید. چرا که علت همه اینها دور کردن  انقلابیون اصلی یعنی مردم از انقلاب بود، حال آنکه حق طبیعی و قانون مردم دخالت در تمام شئون حکومتی خصوصا طرح سوال و بازخواست مسئولان است، چیزی که در کشور ما مشخصا جایگاه تعریف شده ای ندارد!



  • یه پلاک
  • دوشنبه ۶ آذر ۹۶


🌟حکایت عجیبیست
رفتار ما آدم ها را خدا می بیند و فاش نمی کند.
مردم نمی بینند و فریاد می زنند.

🔊 می خواهم اینجا از
👀 دیده ها و
👂شنیده ها و
📚خوانده هایم
بنویسم.