۱۳ مطلب با موضوع «روزخوان» ثبت شده است

یک مرد واقعی



مالکوم ایکس، مبارز سیاهپوستی بود که سال ۱۹۲۵ در ایالت اوهامای آمریکا به دنیا آمد. او هفتمین فرزند خانواده بود. پدرش کشیش مذهبی و از جمله افرادی بود که برای حقوق مدنی سیاهپوستان فعالیت می کرد.
مالکوم چهار سال بیشتر نداشت که با چشمان خود دید فرقه ای از سفیدپوستان آمریکا خانه او را آتش زدند و خانواده اش را آواره کردند. رهبرسیاهپوستان مبارز آمریکا، دوران کودکی را در فقر و یتیمی پشت سرگذاشت، او امیدوار بود که بتواند در نظام آموزشی آمریکا رتبه ای کسب کند و به شغل مورد علاقه اش یعنی وکالت برسد. 
مالکوم ایکس به تدریج با سیاهپوستان مسلمانی آشنا شد. افرادی از گروه «ملت مسلمان» که برجسته ترین آن ها «عالیجاه محمد» بود. آنان از اسلام گفتند. اتحاد، برادری و برابری، سه اصل جدایی ناپذیر در دین اسلام بود و تبعیض نژادی در آن معنا نداشت. 
مالکوم ابتدا تحت تأثیر اندیشه‌های «الیجا محمد» رهبر گروه ملت اسلام، به ضدیت کامل با سفیدپوستان دست زد. اما بعد از سفر به حج و شناخت دین مبین اسلام، به برابری کامل انسان‌ها معتقد شد. وی در پی بیدار کردن غرور خفته نژاد سیاه پوست ساکن آمریکا از طریق فعالیت‌های مدنی و اجتماعی بود.
مالکوم همچنین باوری به اندیشه مبارزه عاری از خشونت نداشت و معتقد بود اگر دولت مایل یا قادر به تأمین عدالت و امنیت برای سیاه‌پوستان نیست، آن‌ها می‌توانند با اعمال خشونت از خود محافظت کنند. پدر مالکوم ایکس توسط افراد گروه کوکلوس‌کلان کشته شد.

مالکوم ایکس، پس از بازگشت از مناسک حج، نام «حاج ملک شبّاز» را برای خود برگزید. او با روحی پاک و صیقل داده به محل سکونت خود در آمریکا بازگشت و درصدد ایجاد تشکیلاتی گسترده برآمد تا به وسیله آن، مسلمانان جهان را با نژادهای گوناگون به همدلی و ظلم ستیزی فراخواند. 
مالکوم در آستانه راه بود که خانه اش را به آتش کشیدند و چون از این واقعه جان سالم به در برد، یک هفته بعد در ۳۹ سالگی هنگام سخنرانی در سالن بالروم مانهاتان، با شلیک چند گلوله به زندگی پرفراز و نشیب او پایان دادند. مالکوم ایکس زمانی چشم از دنیا فروبست که چشم گشودن دختران دوقلویش را در این دنیا ندید. ولی آنها و نسل های ماندگار پس از آنها، آمدند تا راه نیمه تمام حاج ملک شبّاز را ادامه دهند.

  • یه پلاک
  • يكشنبه ۱۵ مهر ۹۷

فارحموا هذا


نوسروده ای برای باب الحوائج حضرت علی اصغر ع


نباشد در جهان وقتی که از مردانگی نامی
به دنیا می دهد بی تابیِ گهواره پیغامی

غریبیِ پدر را می زدی فریاد با گریه
گلویت غرق خون شد تا نماند هیچ ابهامی

گلویت از زبانت زودتر واشد ، نمی بینم
سرآغازی از این بهتر ، از این بهتر سرانجامی

تو در شش بیت حق مطلب خود را ادا کردی
چه لبخند پر از وحیی چه اشک غرق الهامی

علی را استخوانی در گلو بود و تورا تیری
چه تضمینی ، چه تلمیحی ، چه ایجازی ،چه ایهامی

تورا از واهمه در قامت عباس می بیند
اگر تیر سه شعبه کرده پیشت عرض اندامی

الا یا قوم ان لم ترحمونی فارحمو هذا....
برید این جمله را ناگاه تیرِ نا به هنگامی

چنان سرگشته شد آرامش عالم که بر می داشت
به سوی خیمه ها گامی به سوی دشمنان گامی

برایت با غلاف از خاک ها گهواره می سازد 
ندارد دفنت ای شش ماهه غیر از بوسه احکامی

چه خواهد کرد با این حلق اگر ناگاه سر نیزه...
چه خواهد کرد با این سر اگر سنگ از سر بامی... کنار گاهواره مادر چشم انتظاری هست
برایش می برد با دست خون آلوده پیغامی

*عزاداری هاتون قبول درگاه حق؛ ان شاء الله شفیع هممون این طفل 6 ماهه باشه.

  • یه پلاک
  • چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷

تبعیض شغلی

* روایت واقعی از تبعیض شغلی علیه دختران با حجاب 

حجة الاسلام مهدی یار 


1⃣ همیشه در منبرها و جلسات تفسیر قرآن ماه مبارک حاضر بود. دختری جوان، موقر، متین و محجبه، روزی یادداشتی به دستم داد، بدین مضمون که بعد از جلسه، جلوی مسجد منتظر بمانم تا سوالی را که دارند با من مطرح کنند.


2⃣ پس پایان جلسه با خانم دیگری که سن بالاتری داشت پیش من آمدند، پس از معرفی فهمیدم خواهر بزرگترش است، پدرشان سالها پیش به رحمت خدا رفته بود و حالا عموی شان سهم ایشان را از منزلی که با پدر آنها شریکی خریده بودند، نمی داد. زندگی به غایت فقیرانه و توام با مشکلات فراوان داشتند.


🔹گفتم با عمویشان صحبت می کنم، چند راهنمایی حقوقی و شرعی نیز ارائه نمودم و قرار شد سند شراکت شان را در جلسه بعد برایم بیاورند تا با بررسی جزییات، بتوانم نظر درست تری بدهم.


 3⃣ با چند نفر از دوستان برای صرف ناهار به یکی از رستورانهای سنتی شهر رفته بودیم. یکی از سکو ها را انتخاب کردیم و نشستیم، خانمی که حجاب و پوشش مناسبی هم نداشت با تبلتی در دست برای گرفتن سفارش غذا آمد. سرمان را بالا نکردیم، سفارش را دادیم و رفت. دوستانم از من خواستند تا کنار وسایل بمانم تا بروند برای شستن دست...


4⃣ لحظاتی از رفتن دوستانم نگذشته بود که خانم سالن کار رستوران وارد سکوی ما شد و مقابلم نشست،

- حاج آقا نشناختید؟

+ عذر میخوام بجا نیاوردم..

ناگهان سیل اشک بر صورت دختر جوان جاری شد، حالا که نگاهش میکردم فهمیدم همان دختر محجبه جلسات تفسیر است. شلوار ساپورت، مانتویی تنگ و چهره ای آرایش کرده... باورش برایم سخت بود...


5⃣ حاج آقا از ساعت یازده صبح تا یازده شب اینجا کار میکنم، ۸۰۰ تومن میگیرم، خودتون که وضعمون رو می دونید، تنها نان آور خونه منم، اینجام شرط گذاشتن که اگه از این لباس فرم استفاده نکنیم اخراجمون میکنن و حتی اجازه مانتوی پوشیده رو هم نمیدن... حاج آقا بی چادری و بدحجابی واسم از مردن سخت تره...

و اشکهایش دنبال همدیگر می دویدند...


6⃣ مدیران نئولیبرال و تکنوکرات تسبیح انداز با جای مهر بر پیشانی که درحال "توسعه" دادن کشور هستید تا آنگاه به مقوله عدالت بپردازید..! گیرم به خیالات و آرزوهای خام تان در باب "توسعه" هم دست یافتید، خرمن های ایمان و حیایی که در تندباد بی عدالتی بر باد می رود، چگونه جبران خواهد شد؟ پاسخ اشک های آن دختر جوان را چه کسی خواهد داد؟

  • یه پلاک
  • جمعه ۷ ارديبهشت ۹۷

چرا ساکتید؟



◀️ چرا در مورد پرونده یکی از قاریان قرآن چیزی نمیگویید؟ چرا خفقان گرفتید؟ چرا مراجع ساکتند؟ چرا صدا و سیما ساکت است؟ چون آن قاری در بیت رهبری خوانده همتون ساکتید؟ این است اسلام؟ .

.

1⃣ خود اسلام اجازه نمیدهد وقتی هنوز عمل منافی عفت شرعا و قانونا ثابت نشده است،(و بلکه منع تعقیب گرفته) ما موضع بگیریم و محکوم کنیم؟! چه خواننده باشد و چه قاری! تایید این موضوع حتی به نحو احتمال نیز خودش گناه است! 

2⃣ عزیزان من، آنچه انسان نباید در مقابلش سکوت کند، ظلم و فساد علنی در جامعه مسلمین است... در مقابل فساد هزاران میلیاردی نباید سکوت کرد! ... در مقابل فشار ناحق به قشر مستضعف و کارگر نباید سکوت کرد! درمقابل ظلم بعضی خودرو سازها ، بعضی بیمه ها و بانکها ، پولهای زوری که شهرداری ها میگیرند باید واکنش نشان داد!  ولله العظیم خداوند متعال از ما بازخواست نمیکند که چرا نرفتید در پرونده فلانی فضولی کنید ببینید ، واقعا چه اتفاقی افتاده ... بلکه بازخواست میکند چرا ندانسته نشر میدهید؟ .

.

⬅️ آیا ما برای فساد اخلاقی یواشکی دربار شاه قیام کردیم؟ مثلا گفتیم شاه پنج تا شاکی خصوصی دارد ، سکوت جایز نیست ؟ شما بفرمایید علمای ما چه کار داشتند به فساد داخل اتاق فلان طاغوت؟ کجا ائمه ما شرب خمر یا فساد یواشکی فرمانروایان را علنی میکردند و به آن اعتراض میکردند؟ هرچه فریاد بوده بر سر ظلم علنی به مستضعفین و مظلومین بوده! بر سر بدعت و انحراف در دین بوده!

.

.

✅ بله وقتی با ذهنیت جوامع دیگر ، با ذهنیت صدای آمریکا به قضیه نگاه کنید سوال میشود که چرا روحانیون ساکتند؟ خب چون اسلام ظلم فردی غیر علنی (اون هم ثابت نشده) درمورد مسائل منافی عفت را محرمانه میداند ... میگوید محرمانه رسیدگی شود و حتی اگر ثابت شد اشاعه داده نشه ... جرم علنی را علنی حسابرسی کنید ...

.

✅ اما در جوامع امروزی درست برعکس است، یک نواری، عکسی، چیزی پخش میکنند و همه عالم را کنجکاو نگه میدارند که فلانی در فلان اتاق چه کرده؟!؟ ... در عوض ، رسیدگی به بسیاری از جرمهای علنی، در دادگاه های محرمانه صورت میگیرد!

● سید مهدی صدرالسادات

  • یه پلاک
  • چهارشنبه ۲۹ فروردين ۹۷

پاسخ به شعر سیمین بهبهانی و جواب آن!

علاقه زیادی به شعر دارم. فکر میکنم خیلی حرفها رو میشه در شعر به شیرین ترین وجه به همه گفت. بخاطر همین گاهی شعرهایی که به نظرم جالب هستن رو اینجا میذارم تا شما هم بخونید. یکی از این شعرها همین شعره و جالبتر جوابیه اونه.


من اگر کافر و بی دین و خرابم؛ به تو چه؟؟؟

من اگر مست می و شرب و شرابم ؛ به توچه؟؟؟

تو اگر مستعد نوحه و آهی٬ چه به من؟؟؟

من اگر عاشق سنتور و ربابم ؛ به تو چه؟؟؟

تو اگر غرق نمازی٬چه کسی گفت چرا؟؟؟

من اگر وقت اذان غرقه به خوابم ؛ به تو چه؟؟؟

تو اگر لایق الطاف خدایی٬ خوش باش.

من اگر مستحق خشم و عتابم ؛به تو چه؟؟؟

این جهان گر چه سراب است به گفتار شما

من به جِد طالب این کهنه سرابم ؛به تو چه؟؟؟

تو اگر بوی عرق میدهی از فرط خلوص!

و من ار رایحه ی مثل گلابم؛ به تو چه؟؟؟

من اگر ریش٬ تراشیده ام از بهر ادب .

و اگر مونس این ژیلت و آبم ؛ به تو چه؟؟؟

تو اگر جرعه خور باده کوثر هستی!

من اگر دُردکش باده ی نابم ؛ به تو چه؟؟؟

تو اگر طالب حوری بهشتی٬ خب باش!

من اگر طالب معشوق شبابم ؛ به تو چه؟؟؟

تو گر از ترس قیامت نکنی عیش عیان.

من اگر فارغ از روز حسابم ؛ به تو چه؟

🌟🌟🌟🌟


📢💥📢 جوابیه میثم صفرپور به سیمین


کفر و بی دینی ات ای یار , به ما مربوط است,

بشنو این پند گهربار , به ما مربوط است...


تو که با لهو و لعب در پی مستی هستی,

میکنی جمع گرفتار , به ما مربوط است...


بی خیالت بشوم بارش طوفان بلا,

میرسد از درو دیوار , به ما مربوط است...


آنچه آمد به سر طایفه نوح نبی ,

میشود واقعه تکرار , به ما مربوط است...


من اگر لایق الطاف خدایم , به تو چه؟

تو کنی جامعه بیمار , به ما مربوط است...


تو اگر می بخوری در پس خانه , چه به من؟

گر بیایی بر انظار , به ما مربوط است...


تو به این کوه گنه عامل شیطان گشتی,

شده ای نوکر دربار به ما مربوط است...


گر نبندیم بر آن پوزه او قلاده,

میدرد همچو سگ هار , به ما مربوط است...


گر تو سوراخ کنی کشتی این جامعه را,

میشود غرق به ناچار به ما مربوط است...


مست کن لیک نبینم که تو مستی کردی,

اربده , کوچه وبازار؟ به ما مربوط است...


تو که با چنگ و ربابت همه مردم را,

میکنی مستعد نار , به ما مربوط است...


به جهنم که خودت را بکشی در خانه,

در خیابان بزنی دار به ما مربوط است...


دین من داده اجازه که دخالت بکنم,

تا نبینم زتو آزار , به ما مربوط است...


امر معروف کنم , نهی زمنکر بپذیر,

تا ابد , ترمز اشرار , به ما مربوط است...

  • یه پلاک
  • جمعه ۲۴ فروردين ۹۷


🌟حکایت عجیبیست
رفتار ما آدم ها را خدا می بیند و فاش نمی کند.
مردم نمی بینند و فریاد می زنند.

🔊 می خواهم اینجا از
👀 دیده ها و
👂شنیده ها و
📚خوانده هایم
بنویسم.