۱۳ مطلب با موضوع «دیده بان» ثبت شده است

آقا اجازه!!

اگر امروز خبر پیشرفت دوست تان یا یکی از اقوام تان را در مدرسه بشنوید و یا خبردار شوید که دوست تان طرح جالبی را ارائه کرده؛ برای کمتر کسی مثل شما پیش می آید که بگویید: عجب مدرسه ای!! چه معلمانی!!

بلکه همه بر این عقیده اند که او خود تلاش کرد و به این درجه علمی رسید. واقعیت این است که نظام آموزشی کشور نتوانسته افراد را پرورش علمی دهد، بلکه در مواقعی بر ضد آن هم عمل کرده و به گونه ای استعدادها را سرکوب کرده است. حتی جای تعجب نیست که خروجی مدارس چیزی به جز دو صف دانش آموز ضعیف و قوی نیست که با اعدادی از هم جدا شده اند.

ما در اینجا قصد نداریم با آوردن مثال هایی از کشورهای دیگر؛ بگوییم که ما هم باید مدل علمی آنان را پی بگیریم بلکه قصد داریم تا همه را متوجه ساخت یک مدل بومی آموزش و پرورش کاربردی کنیم.

نمونه جالب کشور فنلاند است، کشوری که اصلا امتحان ندارد و صرفا در پایان دبیرستان یک آزمون جامع دارد. کمترین ساعت آموزشی با بیشترین بازدهی به همراه تجربه ، تفریح و اکتشاف. بودجه آموزشی اش هم جالب است؛11/1میلیارد دلار، چرا که آنان آموزش را هزینه نمی دانند بلکه سرمایه گذاری تلقی می کنند.

کشور ما اما دارای ساختار فشلی آموزش و پرورش است، خودتان تجربه کرده است و یا در حال گذراندن اش هستید! نشستن روی یک صندلی و صرفا گوش کردن و نوشتن در یک فضای خشک و بی روح. مدلی که شاید جالب باشد بدانید در زمان انقلاب صنعتی برای دانش آموزان کارگرانی که به کارخانه ها می رفتند طراحی شده بود. اما اکنون قرنها گذشته از آن زمان؛ آیا مدل 100 سال پیش می تواند امروز هم جوابگو باشد؟ در حالی که امروزه از روش های گفتگو و بحث در مدارس استفاده می شود و روش متکلم وحده کاربردی ندارد.

نکته ی دیگر آموزش صرف است، یعنی اصلا پرورشی نیست!! شما در مدرسه هرگز به صورت اصولی با کارهایی که قطعا در زندگی با آنها برخورد خواهید کرد هیچ گاه به صورت عملی مواجه نمی شوید. مثلا شما در درسی موسوم به حرفه و فن با خودرو آشنا میشوید، اما هرگز یک خودرو برای کار کردن و تمرین و آموزش های لازم آورده نمی شود، حتی داشتیم کسی رو که لامپ خانه رو نمی تونست عوض کنه! شاید عجیب باشه ولی یک حقیقته.

بنابراین باید در حین تدریس به جنبه های واقعی زندگی نیز پرداخته شود و صرفا به پرتاب یک گلوله تخیلی در یک فضای فانتزی اکتفا نشود. شیمی و فیزیک و ریاضی را می خوانیم اما کدام دانش آموز می تواند از انتگرال برای اندازه گیری مساحت باغ اش استفاده کند؟  از آن طرف جسمی با سرعت فلان و در شرایط خلاء در کجای زندگی دانش آموز به کار می رود؟ خواندن معلومات و حفظیاتی که هیچ کاربردی ندارند...و یا کاربردش را به شما آموزش نمی دهند.

از این طرف کنکور هم بلای جان ساختار آموزشی کشور شده است، مدت هاست حذف کنکور اعلام میشود اما در عمل گام موثری انجام نشده است... البته دو طرف موافق و مختلف حذف کنکور دلایل خودشان را دارند، اما مسلما از کنکور نخبه پروری در نمی آید.

نکته دیگر عدم ساختار مناسب برای جذب و پرورش استعدادها از همان ابتداست، نه اینکه فرد صرفا با تلاش خود به یک جایگاه علمی برسد.

به هرحال این وزارت خانه یک وزارت خانه و اداره صرف نیست؛ آینده ساز و ریل گذار یک کشور است، باید دید که خطوطش را اصلاح میکند یا خیر؟


  • یه پلاک
  • يكشنبه ۱۷ دی ۹۶

زلزله جام جهانی

در گیر و دار قرعه کشی جام جهانی و حواشی و طنزهای آن یادمان نرود مردمی هم هستند از هم وطنان مان که سرپناهی ندارند. یادمان نرود شادی زمانی معنا دارد که در جمع خانواده بزرگ ایران غم و غصه ای نباشد، حال که آنان به کمک ما نیاز دارند بی انصافی نیست که یک توپ ما را از هم دور کند؟؟

در کشورهای دیگر حتی فوتبال را هم وسیله نزدیکتر کردن دلها به هم کردند مثل همین بازی های خیریه، خوب است ما هم فراموش نکنیم مردم زلزله زده کرمانشاه را.

این را گفتم چون تجربه نشان داده جام جهانی و امثالهم ما را از خیلی چیزها و خیلی افراد غافل میکند؛ از بیکاری ، از قولهایی که بهمان دادند، از دزدی ها، از نجومی ها و نجومی بگیرها.

تجربه اش همین جام جهانی افریقا بود که درست همزمان با آن اسرائیل به لبنان حمله کرد و شکست سختی خورد. با یک توپ ما را سرگرم کردند و بعد کار خود را پیش بردند.

منکر سرگرمی و لذت و شادی فوتبال قطعا نیستم، اما می گویم شادی و لذت بردن واقعی یک چیز است و شادی های آنی که چند ساعت بعد خاموش می شود یک چیز دیگر.

 فقط مواظب باشیم شادی لبخند کودکی را به شوت زدنی نفروشیم، شاید لبخند کودکی به توجه ما بستگی دارد شاید فقط توجه ما!!

  • یه پلاک
  • يكشنبه ۱۲ آذر ۹۶

موجود عجیب!!

کمی به این تیترها دقت کنید!

* دستمزد و قدرت خرید در کشورهای مختلف دنیا بالاتر از نیروهای کار ایرانی است/ چند سوال مهم از مسئولان!

* نرخ دستمزد در سایر کشور‌ها چقدر است؟

* 60 درصد کارگران ایران کم‌تر از حداقل‌های قانونی حقوق می‌گیرند؟

سوالی که برای ما پیش می آید این است که با این  اوضاع، اضافه کاری در کشور ما چه معنایی دارد؟

کشورهای توسعه یافته تعطیلی بیشتری نسبت به ما دارند یعنی ساعت کاری کمتر، ولی تولید و رشد ملی شان بیشتر است؟ چرا؟

اکنون بر همگان آشکار است که رشد و شکوفایی کشور به ساعات کاری زیاد نیست بلکه به ساعت کار مفید و بهره وری وابسته است. اما در ایران  آمارها چیز دیگری میگوید، در واقع همان سوال بالا میشود، اضافه کاری برای چه؟

بسیاری از کارمندان در ساعات کاری خود کار خاصی انجام نمیدهند از آن طرف کارهای خود را به اضافه کاری و ساعات بعدازظهر می اندازند تا از مزایای آن بهره مند گردند. اساسا چنین چیزی سم است برای اقتصاد و سیستم اداری یک کشور.

کار اگر قرار است انجام شود باید در همان زمان رسمی اش انجام پذیرد، نه اینکه کارمندان را طوری بار بیاوریم که به کم کاری عادت کنند و در واقع تنبلی و از آن طرف عدم بهره وری.

جالب تر از آنکه با همه این اضافه کاری و اوضاع، باز حقوق در ایران نسبت به کشورهای توسعه یافته کمتر و خیلی کمتر است.

حال اوضاع کارگران که دیگر خود جگر زلیخاست که اصلا کسی به سمتش نمیرود. 

اما راه چاره؟؟ 

تعریف درست از کار و ایجاد ساز و کارهای لازم برای افزایش بهره وری و همچنین حذف اضافه کاری از نظام اداری کشور.

قطعا سخت خواهد بود اما ثمرات زیادی خواهد داشت که هم در اقتصاد و هم در قدرت خرید مردم خود را نشان میدهد.

  • یه پلاک
  • جمعه ۱۰ آذر ۹۶

دشمن پنهان

احتمالا شما هم این دو واژه رو شنیدید. " بیوتروریسم" و " تراریخته".

قبلنا یادم می اومد که پدربزرگ ها و پدرا و بقیه فامیل تو روستا میرفتن سر زمین کشاورزی. برنج میکاشتن و یه لقمه نونی ازش درمی اومد. الان البته دیگه واقعا به صرفه نیست با این داستان واردات و مکافات فروش و قیمت نزار و صد البته دلال طماع.

اما بحثم یه چیز دیگه هست. الان که دیگه علم پیشرفت کرده، ظاهرا دو دو تا، 4 تا نمیشه یعنی گفتن چرا نیایم یه دستکاری در ژن فلان گیاه کنیم وحاصل این ضرب تبدیل بشه به مثلا هزارتا.

بشر با خودش فکر کرد که با این دستکاری میتونه موفقیت هایی رو بدست بیاره که در ظاهر هم انگار بدست آورد. اما مدتی بعد مشخص شد که این تراریخته ها ظاهرا سبب افزایش سرطان در بسیاری از کشورهایی شدند که مورد استفاده قرار گرفتند و به همین دلیل خیلی از کشورها واردات این محصولات را ممنوع اعلام کردند. از آن طرف عده ای نظر به این دارند که این محصولات نوعی مبارزه پنهان با ملتهاست تا آنها را از پای درآورند.

این که این حرفها درست است یا نه را به خودتان میسپارم اما جای چند سوال باقی می ماند؛

چرا بسیاری از کشورها ورود این محصولات را ممنوع کرده اند، کشورهایی که بعضا خود تولید کننده و صادرکننده این محصولات اند؟

چرا مخفیانه و بدون اطلاع ، بذرهای تراریخته به کشاورزان داده میشود تا کشاورزان شمالی این بذرهای تراریخته را تبدیل به برنج و محصول نهایی سفره های ایرانی کنند؟؟

چه اصراری دارد رئیس جدید محیط زیست که از سالم بودن تراریخته ها حرف می زند اما از پاسخ به سوالات بالا و سوالات دیگر عاجز است و بیشتر سعی در فرار از پاسخ گویی دارد؟؟

ضمن این که کمپانی های بدنامی همچون مونسانتو جزء بزرگترین تولید کنندگان این محصولات اند، واقعا چه خبر است؟؟

+ لینک 

هشدار فائو و بهداشت جهانی درباره احتمال سرطان زا بودن تراریخته ها

  • یه پلاک
  • چهارشنبه ۲۶ مهر ۹۶

سنگر، بی سنگر!!

مرکز کار فرهنگی در کشور ما امروز کجاست؟؟ اصلا باید مرکز فرهنگی کجا باشد؟ سوالی بود که امروز با دیدن خبر مرگ آقای هیو هفنر موسس مجله مستهجن play boy به ذهنم رسید. طبیعتا مراکز آنها جاهایی مثل همین مجله و هالیوود و امثالهم هستند اما مرکز کار فرهنگی ما کجاست؟ آنها با صرف هزینه های گزاف و در چارچوب عقاید باطل خودشان توانستند ظرف 10 سال امار موافقان هم جنس بازی را از 34 درصد به 60 درصد برسانند و این به زعم آنها می شود کار موفق فرهنگی. هم زمان طولانی سپری شد و هم هزینه زیاد و البته نیروی انسانی موفق.

این طرف اما متوجه نشدیم که آخر وزارت فرهنگ متولی این امر شده یا صدا و سیما یا مراکز فرهنگی متعدد و یا صدها مرکز و سازمان دیگر دولتی و خصوصی...

واقعا عیب کار کجاست؟؟ بگذارید کمی به دوران صدر اسلام برگردیم. دورانی که قطعا بروکراسی اداری به شکل وزارت و سازمان نداشت. ولی پیامبر اسلام توانستند یک کار موفق فرهنگی را به نمایش بگذارند آن هم با گسترش اسلام و البته شخصیت های بزرگی که پرورش یافتند. راز این کار چه بود؟؟

یک مرکز واحد و قدرتمند به نام مسجد! واحدی که نه تنها محل عبادت صرف نبود بلکه رسول مکرم اسلام نشان دادند می تواند مرکز حکومت، یک مکان نظامی برای دفاع از اسلام و البته محل حل اختلاف نیز باشد.

حال کمی به عقب برمی گردیم. نقش همین مساجد در این انقلاب چه قدر بود؟؟ چه گروهها و چه آگاه سازی هایی که از همین راه داده میشد تا جایی که خیلی از منابر و مساجد را ممنوع اعلام میکردند. بعد از انقلاب در زمان جنگ هم نقش شان پررنگ تر شد تا جایی که علاوه بر کاربردهای قبلی محل اعزام نیرو  نیز شد.

و حال بعد از گذشت 40 سال از انقلاب مساجد در کجای پازل فرهنگی کشور هستند؟؟ مساجدی که روزی به گفته امام سنگر بودند، امروز نیز همان راه را می روند؟

اینکه کمبود تعداد مساجد در کشور وجود دارد درست است اما بدتر از آن نداشتن حتی امام جماعت در خیلی از این مساجد است. البته وضع به اینجا ختم نمی شود و نداشتن برنامه مناسب برای جذب جوانان، حضور صرفا پیرمردها در مسجد و پر شدن مساجد صرفا در محرم و رمضان از دیگر اشکالات کار است.

محور که گم شود، دیگر مهم نیست چه قدر خوب کار شود، چرا که به هدفی که باید منجر نمی شود.

امیدوارم تا قبل از اینکه روزی دیر شود، فکری کنیم تا از این اوضاع و احوال دربیاییم و همان راه قبل را پی بگیریم.

* دل پری هست، اما سطرها کم می آیند برای نوشتن ): 


  • یه پلاک
  • شنبه ۸ مهر ۹۶


🌟حکایت عجیبیست
رفتار ما آدم ها را خدا می بیند و فاش نمی کند.
مردم نمی بینند و فریاد می زنند.

🔊 می خواهم اینجا از
👀 دیده ها و
👂شنیده ها و
📚خوانده هایم
بنویسم.